تبليغاتX
اخبار گیلان / Guilan News Agency/ جمعه، 6 اردیبهشت، 1398


جمعه 28 فروردین 1388 19:36:54    تعداد بازديد: 5299    شناسه خبر: 37    بخش: مقالات فرهنگی  نسخه چاپي
کارنامه: دکتر غلامرضا رحمدل
دکتر غلامرضا رحمدل شاعر، نویسنده و پژوهشگر سرشناس گیلانی عصر سه شنبه 25 فروردین 1388 در سن ‪ ۵۸‬سالگی در بیمارستان گلسار رشت درگذشت.


دکتر غلامرضا رحمدل شاعر، نویسنده و پژوهشگر سرشناس گیلانی عصر سه شنبه 25 فروردین 1388 در سن ‪ ۵۸‬سالگی در بیمارستان گلسار رشت درگذشت.
وی که از مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور و تاثیرگذار در حوزه ادبیات دفاع مقدس بود، از سه ماه پیش بر اثر بروز سکته مغزی، در حالت کما بستری بود.
دکتر رحمدل دارای اولین کرسی استادی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه گیلان را در اختیار داشت و استاد تمام این دانشگاه بود. دکتر رحمدل آثار مختلفی را در حوزه ادبیات فارسی، شعر، پژوهش‌های دینی و مذهبی، دفاع مقدس و عاشورا به چاپ رسانده بود.
آثار او علاوه برچاپ در قالب بیش از ‪ ۱۰‬کتاب مستقل، در نشریات معتبر کشور نیز منتشر شده است.
غلامرضا رحمدل در سال 1330 در لاهیجان بدنیا آمد. وی دارای دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1371 و عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه گیلان بود.
غلامرضا رحمدل قبل از دوره دبستان بمدت 2 سال به یادگیری قران در مکتب خانه پرداخته و دوره دبستان را در روستای محل تولدش گذراند. مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود ،کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم (بسال 1357) ،کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران (در سال 1364) و دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1371 گذراند.
دکتر رحمدل در سالهای 1360 تا 1363 ریاست آموزش و پرورش لنگرود را برعهده داشت و معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد واحد رشت طی سالهای 1364-1366 بود. همچنین از سال 63 تا 65 رییس آموزش وپرورش بندر انزلی و معاون جنگ دانشگاه گیلان بین سالهای 1365-1366 بودند. رییس دانشکده ادبیات وعلوم انسانی 1370-1376 معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه گیلان 1374-1375 ، مسئول بسیج اساتید استان گیلان از 1380 تا کنون عضو شورای فرهنگی عمومی استان گیلان عضو شورای فرماندهی سپاه لنگرود در سال 1359 عضو مسئول حزب جمهوری اسلامی لنگرود 1361-1363 مربی دانشگاه گیلان 1365-1371 استادیار دانشگاه گیلان 1371-1380 دانشیار دانشگاه گیلان 1380 استاد دانشگاه گیلان از سال 1385 گوشه ای از عناوینی است که این صاحب قلم و اندیشمند گیلانی بر عهده داشتند.
مرکز پژوهشی گیلان شناسی دانشگاه گیلان یادگار ماندگار آن استاد فقید است.
غلامرضا رحمدل در کنار تدریس به سرودن شعر و تحقیق می پرداخت.
بسیاری از اساتید فعلی گروه ادبیات دانشگاه های گیلان و آزاد رشت از شاگردان غلامرضا رحمدل هستند.

برنده مسابقه شعر جنگ و دریافت نامه افتخار از وزیر وقت فرهنگ وارشاد اسلامی مهر ماه 1360 ، دریافت دیپلم افتخار 8 سال دفاع مقدس از معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا 1368 ، احراز مقام نخست در دومین جشنواره سراسری دانشگاهیان ایران ویژه عزت وافتخار حسینی بهمن ماه 1381 ، احراز مقام سوم در مسابقه سراسری عباس(ع) باب الحوائج در بخش مقاله خرداد ماه1383 ، برگزیده کتاب سال دفاع مقدس در سال 1386 کتاب گذاره های چاه و آه ، برگزیده مسابقه نقد کتاب سال در 1386 با نام نگاهی به نقد ادبی - از سوی سرای اهل قلم بخشی از مقامهای علمی است که این استاد عزیز در طول دوران پربار و شریف زندگی خویش آنها را کسب کرده اند.
غلامرضا رحمدل دارای 5 کتاب در زمینه تاریخ اسلام و 5 کتاب در زمینه ادبیات فارسی است.وی دارای 28 مقاله چاپ شده دارد.ایشان دارای سه طرح پژوهشی می باشند.
اکبر اکسیر در مقاله زیر که در شهریور سال 87 در روزنامه اطلاعات منتشر شد با قلمی روان به معرفی ویژگی‌های شعری و شخصیتی این استاد ارجمند پرداخته بود. انتشار این مقاله را برای آشنایی هر چه بیشتر جامعه گیلان با این استاد گرانقدر را مفید می‌دانیم.
روحش شاد و پر فتوح باد.





ما راهیان معبر شب بودیم...

نگاهی به شعر و شاعری دکتر غلامرضا رحمدل

اکبر اکسیر


* دکتر غلامرضا رحمدل شرفشادهی جزو شاعران دوشنبه‌های دهه پنجاه است که به شعر شمال شور و طراوتی خاص بخشید و جوانان را با نوعی از غزل آشنا کرد که می‌توان آن را غزل پاک نامید.

غزلی که آئینه صادق درون و برون شاعر بود و می‌شد از تصاویر بکر آن به جغرافیای گیلان رسید. از شالی و دریا و باران گذشت و به مرز عاطفه و عشق و صمیمیت زادبوم شاعر پرداخت.

رحمدل با آن که جوان بود اما شعرش از تعهد و تجربه‌ای سترگ سرشار بود. غزل‌هایش در روزگاری که شعرِ جوان سالن آرایش و زیبایی بود و نوعی لودگی و بی‌فکری را در خود داشت، بسیار دلنشین و پرمغز بود. غزل‌هایی با رگه‌های اجتماعی عاطفی:

اسطوره در صدای تو تفسیر می‌شود

خورشید در نگاه تو زنجیر می‌شود

دریا که با تکلم خود شعر زندگیست

در موج موج خشم تو تعبیر می‌شود

تا با توام ز نبض زمانم هراس نیست

پیری در التهاب تنم پیر می‌شود

پرواز از عبور، مروریست در حضور

رفتن بهانه‌ای‌ست چرا دیر می‌شود

وقتی لبان عشق لبالب شد از سکوت

شعر از گلوی زمزمه شمشیر می‌شود

(ص31/ شکفتن طوفان)

*رحمدل هرچند دغدغه غزل داشت اما از غزل به نیمایی آمد و باز هم توانست حرفی برای گفتن داشته باشد. او در قالب نیمایی نیز از اجتماع غافل نبود و شعرش از غمی باستانی سرشار بود. انگار او گلوی زخمی دردهای مردم بود:

از خواب تا به حادثه راهی نمانده است / ما از مسیر عشق گذشتیم / و دستهای ما بوی ستاره می‌داد / وقتی که با تکلم شب نعره می‌زدیم / و پرسه می‌زدیم در کوچه‌های در به درِ درد / ما از مسیر عشق گذشتیم / چونان که خواب شیرین در انتظار فرهاد / ما راهیان معبر شب بودیم / ما راهی همیشه بیگاهیم / با کوله‌بار حادثه بر دوش / با هوای صید ستاره.... (ص32/ شکفتن طوفان)

*با شروع انقلاب، رحمدل همگام با مردم به دفاع از ارزشهای انقلاب پرداخت و بلافاصله در راه دفاع از کیان خود حضوری فعال در شعر جنگ داشت. او جبهه را به شعر کشاند و واژه شهید واژه‌ای شد مقدس و مانا. ادامه تحصیل و اخذ مدرک دکترای ادبیات و تدریس ادبیات در دانشگاه گیلان باعث شد ـ تا چونان شاعر همدوره‌ای‌اش دکتر حسن کاووس‌لی در دانشگاه شیراز ـ انرژی مهارناپذیر خود را به آموزش عروض و نکات ادبی سوق دهد و به تألیف کتابهای جالبی در این زمینه بپردازد. این فعالیت‌ها با آن که شاعران بسیار توانمندی را از بین دانشجویان به جامعه ادبی تحویل داد، اما او را لای نیمکت‌ها و پای تخته‌سیاه‌ها نگه داشت و رشد شعری و سیر شهرت شاعری او را به تعویق انداخت.

اگر دکتر رحمدل از اوایل انقلاب و جنگ در تهران بود، حالا مرد اول صفحات شعر انقلاب و دفاع مقدس شده بود. دوری از مرکز، حجب و حیای بیش از حد و فروتنی خاص او کاری کرد تا در بیشتر مواقع حق ایشان ضایع شود و شاعران زرنگ بی‌رمق بر طبل شهرت بکوبند! در اوج جنگ ناگهان غزلی از رحمدلِ جوان چونان خمپاره‌ای منفجر شد که ترکش آن، سراسر محافل ادبی را پوشاند. غزلی با مطلع:

باز از جبهه حق نعش شهید آوردند

ورقی پاره ز قرآن مجید آوردند

(ص80 / شکفتن طوفان)

صمیمیت و صداقت این غزل، آنچنان جایش را در دلها باز کرد که کرکسان تماشا و روبهان حاشا شروع به تخریب کردند و به تکفیر آن پرداختند. جل‌الخالق!... امان از دایه‌های دلسوزتر از مادر شعر!

*دکتر رحمدل در اکثر قالب‌های کلاسیک و نو طبع‌آزمایی کرده است. در غزل زبانی ساده و صمیمی دارد و هرگز خود را به بازی‌های کودکانه نیالوده است. برای آوردن قافیه زور نمی‌زند و قافیه به‌طور طبیعی در انتهای بیت‌ها می‌نشیند. زبان او با آن که زبانی نو و باطراوت است اما همواره در خدمت متن است و پل ارتباطی با مخاطب. او خیلی روان اهداف خود را در شعر پیاده می‌کند. دنبال واژه‌سازی و شعر بازی نیست و اگر حرفی دارد، بی‌مهابا و صریح می‌زند و ما را با ساده‌ترین واژه‌ها به معناهای ژرف می‌کشاند:

ما چون شما شهید فروشی نمی‌کنیم

فریاد را اسیر خموشی نمی‌کنیم

با محتسب که ساغر ما را شکسته است

همجوشی و مذاکره‌نوشی نمی‌کنیم

ما شاعریم و نان سیاست نمی‌خوریم

در حزب باد خانه‌به‌دوشی نمی‌کنیم

اهریمنانه لاف سروشی نمی‌زنیم

آهنگرانه مار به دوشی نمی‌کنیم

ما آرمان میثم خرمافروش را

هرگز فدای زهدفروشی نمی‌کنیم

یا بوسه بر اناالحق حلاج می‌زنیم

یا ادعای دار به دوشی نمی‌کنیم

میراث ما ز عشق رجزهای سرخ ماست

ما چون شما شهیدفروشی نمی‌کنیم

(ص52 / شکفتن طوفان)



*دکتر رحمدل نزدیک به چهار دهه را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است. انتشار مجموعه‌های شعر شکفتن طوفان / نشر عروج / 86، بال‌بال ثانیه‌ها / انتشارات دهسرا / 86، مجموعه مقالات چشیدن دریا / حرف نو / 1385، مجموعه شعر و مقالات گدازه‌های چاه و آه / دهسرا / 1385 و چاپ سوم عروض / انتشارات دانشگاه گیلان / 1385، همراه با تدریس ادبیات، او را به چهره‌ای فعال در عرصه ادبی ـ آموزشی مبدل ساخته که می‌تواند به نامش شرق گیلان ببالد و دانشگاه گیلان بر سینه بکوبد و شعر متعهد گیلان رویش حساب ویژه‌ای باز نماید. چرا که دکتر رحمدل شعر را وسیله ارتقای خود قرار نداد و دکترای ادبیات را با عشقی به شعر و ادب این مرز پرگهر به جوانان جویای نام بخشید و لحظه‌ای از آموزش و گسترش ادبیات فارسی باز نایستاد و از کلاس عروض و قافیه ایشان که بیشتر به کارگاه فعال ادبی شباهت داشت، شاعرانی تحویل جامعه شد که همواره وامدار محبت و علم بیکران ایشانند.

خوشحالم که هنوز هم دکتر سر کلاس است و برای ورود به سیاست وقت ندارد و شاعر لنگرودی ما می‌خواهد همیشه شاعر بماند. او نیک می‌داند که شاعران پیامبران جامعه‌اند و باید به صیانت از این ودیعه الهی برخاست و با مردم بود و دردآشنای آنها.

*دکتر رحمدل شرفشادهی با آن که بعد از انقلاب بیشترین فعالیت شعری‌اش را به شعرهای دفاع مقدس و شعرهای آئینی و انقلابی متمرکز کرد، اما هرگز از مردم و درد بی‌شمار آنها غافل نبود. در لابلای شعرهای دل‌انگیزش رنج مردم جامعه و مصائب انسان معاصر موج می‌زند:

بگو شاعر بگو از درد مردم

مشو در ازدحام واژه‌ها گم

ز دهقان وز خرمنکوب و گندم

نه از افسانه‌های بی‌تلاطم

بگو شاعر بگو از درد مردم

ز اشک گرم و آه سرد مردم

بخوان از معبر تصویر پائیز

چروک چهره‌های زرد مردم

برنجستان، نمایشگاه درد است

خزر پژواک درد گیله‌مرد است

مبین بر بام سبز و نام سبزش

به زیر سبز پنهان فقر زرد است

بگو از کاخ سبز رشوه‌خواران

ز رنج بی‌صدای چایکاران

بگو از بوته‌های تشنه اشک

که خشکیده‌ست در غوغای باران

....

به زیر سبزه‌ها خواب است گیلان

اسیر آب و تالاب است گیلان

مدیرانش همه پا در هوایند

مگر سکّوی پرتاب است گیلان؟!

(ص39 / بال‌بال ثانیه‌ها)

***

*دکتر رحمدل در شعرهایش به مبارزه با ریاکاری و دروغ برآمده است او قلم را وسیله دفاع از آرمان شهدا می‌داند لذا هرگز خود را آلوده نان و نام نمی‌کند چرا که فروتنی عارفانه او غم نان را مهار نموده است: مردان عروسکی / پیش پای بت‌های کاغذی / صف بسته‌اند / و آدم‌های ماکیاولی با قلم‌های روغنی / شکل مار می‌کشند / شهیدان زیر آوار خاطرات / زنده به گور می‌شوند / فریاد در حنجره‌ها حلق‌آویز می‌شود / و کبوتران بر عقربه‌های ساعت گورهای خاموش را نگاه کن برادرم / گورهای خاموش را / و آن سوی‌تر / سنگ‌تراشان / شعر تراشان / سیاست‌ تراشان!

(ص172 / گدازه‌های چاه و آه)

*برای دکتر رحمدل شرفشادهی که هنوز شاعرانه می‌زید و شاعرانه می‌اندیشد و وجودش روشنی‌بخش کلاس‌های شعر و توسعه ادب فارسی است، موفقیت آرزومندم. امیدوارم در کنار فعالیت‌های ادبی به گسترش کانون‌های شعری در دانشگاه گیلان توجه خاص مبذول فرمایند تا شاعران خوشفکری به جامعه ادبی ما افزوده گردد و شعرتراشان، سنگ‌تراشان گور سیاست‌تراشان باشند و شعر شریف ما از گزند دروغ در امان ماناد!


تصاوير ديگر :
 


نظرات خوانندگان در مورد اين مقاله
محمد آذرکمان  
در سالهای 1355 و 1356 و 1357 در جنوب تهران با هم در مدرسه ای کوچک مشغول کار بودیم و هر دو جوان و دانشجو،و با خواندن این خبر بسیار ناراحت شدم خدایش رحمت کند

محدثه فلاح اكبري نژاد دستك  
اي هدهد صبا به سبا ميفرستمت-بنگر از كجا تا به كجا مي فرستمت- حيفست طايري چون تو در خاكدان غم-زينجا به آشيان وفا مي فرستمت.يكي از بهترين لحظات زندگيم در كلاسهاي استاد سپري شد مخصوصا در درس عروض كه چه استادانه و مهارت خاصي بيان مي نمودند. استاد عزيزم يادت گرامي

محسن  
چقد شوکه شدم .تو این سال ها همش استاد تو ذهنم بود که کجا هستند وبه چی مشغولند تنها چیزی که بهش فکر نمی کردم درگذشت ایشان بود .سال 74 دانشگاه گیلان روز آخری که در جلسه ی امتحان به من گفت "غیبت زیاد داری "گفتم کارم ساختست اما نمره هفده ونیم را که دیدم هرگز فکر نمی کردم که دیگر مجالی برای تشکر نخواهم یافت.روحت شاد استاد

دریا  
دکتر رحمدل استاد بنده بودند. سرشار ازمحبت و خضوع و فروتنی.عاشق امام حسین بودند و با شنیدن نام ایشان بی اختیار اشک از چشمانشان سرازیر می شد. ایشان درس چگونه زیستن را به ما آموختند.با رفتن ایشان ضربه ی بزرگی به ما وارد شد. همیشه مدیون ایشان هستیم و امیدواریم بتوانیم پاسخگوی الطاف ایشان باشیم.

دریا  
استاد درس عشق و محبت و ایثار را به ما آموختند.آنقدر بزرگوار و فروتن بودند که کلمات از بیان آن قاصر است.ایشان حسین وار زیستند و عشق به حسین، از ایشان انسانی والا ساخته بود.

علی  
خدا بیامرزتش.آدم انسانی بود.

مرتضی عبدی گلسفیدی  
من زنده یاد رحمدل را در دوره راهنمایی میشناسم در آنزمان که فروتنی و حجب ایشان راکه دیدم یکه خوردم شگفتا حتی در آخرین بار در محضر رهبری همان حجب و حیا را ملاحظه نمودم لاف نیست اگر بگویم که بنده اخلاق و کردار خودم را مدیون کردار مودب و متواضعانه ایشان میدانم . خدایش رحمت کند ودر جوار انیباواولیایش قرار دهد.

اميد علي قرباني رودپشت  
خدا رحمتشان كند . پدرم از همكلاسي هاي دكتر رحمدل در مقطع ابتدايي بودند - و هميشه از شخصيت ممتاز او تعريف مي كنند

مهوش اسدی خمامی  
سلام بر روح این پاکمرد گیلان متشکرم از شما که با زندگینامه این استاد و اشعارش آشنایمان کردید میکوشم این نمونه ها را بعربی برگردانم که در اینجا مشتاقان فارسی بسیار و خموش تشنگانیند

محسن  
خدا رحمتشان کند. چهره صبور و مهربانشان همیشه پیش چشم دانشجویانشان هست. دکتر حیف شدند. ضایعه بزرگی به جامعه فرهنگ گیلان وارد شد. ان شاء الله که شاگردانشان جای این استاد فقید را پر کنند...

امین عبدی نژاد  
پدرم از ایشون خیلی میگفتن، روحش شاد.


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :

مقالات برتر
موزه میراث روستایی گیلانشاخص هاي اكولوژيك براي توسعه پايدار اكوتوريسم در گيلان10نقطه مناسب برای ماهیگیری در گیلانکوتاه از زندگی شهید املاکی مسجد صفی؛ تاریخی ترین مسجد رشترابطه گردشگری ورزشی با صنعت گردشگریتحولات دریای خزر 1- کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزرتحولات دریای خزر 3 - اقتصاد و محیط زیستکنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزرسبزپوشان خطه گیلان
جديدترين عناوين
برگزاری نهمین نمایشگاه رایانه در گیلان تمام دانشگاه‌ها باید ماموریت‌گرا باشند تصاویر رژه خودروهای نظامی و انتظامی در بندر مرزی آستارا وجود 120 مدرسه نیمه تمام در گیلان برگزاری راهپیمایی ضدصهیونیستی در گیلان زنگ شکوفه‌های گیلان نواخته شد درمان بیماری ها با انگور سیاه راه اندازی مرکز نگهداری موقت بیماران اوتیسم در استان گیلان ساماندهی بانک اطلاعاتی نابینایان بهزیستی استان گیلان راه اندازی کلینیک تخصصی دیالیز در لنگرود پیکر افشین پرتو به خاک سپرده شد کشف محموله قاچاق چوب درختان جنگل های غرب گیلان در آستارا افزایش۳۰درصدی شهریه مهدهای کودک بهره برداری از بیمارستان‌های آستارا و رضوانشهر تا پایان سالجاری میراث فرهنگی گیلان اجازه تعرض به هیچ محوطه تاریخی را نمی‌دهد کشت دوم 90 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان کشته شدن 50 نفر در جاده‌های گیلان وجود 80 گونه درختی در جنگل‌های هیرکانی گیلان افزایش گرایش جمعیت ایران به استان‌های شمالی جذب نیروهای حق‌التدریسی پیش دبستانی مناسب با نیاز استان‌ها نیست هشدار مدیریت بحران گیلان نسبت به بارش باران و احتمال آبگرفتگی معابر برگزاری دومین جشنواره « دریای دوستی کاسپین » در رشت گیلان نیازمند تاسیس آزمایشگاه نانوبیو تکنولوژی جریمه شدن پزشک جراح زیبایی در رشت کاهش 4تا 8 درجه‌ای دمای هوای گیلان پرورش راتون در 23 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان برگزاری یادواره نخستین شهید فناوری اطلاعات گیلان برگزاری نخستین جشنواره حصیر گیلان وجود 200 عامل سرطان در تنباکوی قلیان برگزاری نمایشگاه الکامپ در گیلان