 |
|  |
دوشنبه 23 دی 1387 16:18:31 تعداد بازديد: 1352 شناسه خبر: 33 بخش: مقالات سیاسی نسخه چاپيزندگی بر سرزمین غصبی، در وقت اضافه
|
زندگی بر سرزمین غصبی، در وقت اضافه
نویسنده: گیلعاد آتسمون
منبع:http://palestinethinktank.com
مترجم: غدیر نبیزاده- اندیشکده روابط بین الملل
مصاحبت با اسرائیلیها انسان را شگفتزده میکند. حتی همین حالا که نیروی هوایی اسرائیل در روز روشن دست به قتلعام صدها غیرنظامی، پیر و جوان و زن و کودک میزند، مردم اسرائیل سعی میکنند به خودشان بقبولانند که خودشان قربانیان این ماجرا هستند.
آنهایی که مردم اسرائیل را به خوبی میشناسند، میدانند که آنان به کلی از اصل ماجرایی که تمام زندگیشان را دربرگرفته، غافلاند. بیشتر اوقات اسرائیلیها استدلالهای عجیب و غریبی برای خودشان دستوپا میکنند که در گفتمان اسرائیلیها بسیار مؤثر است اما در آن سوی خیابانهای یهودی نشین طرفداری ندارد. یک نمونه از این استدلالها از قرار زیر است:
«چرا این فلسطینیها اینقدر اصرار دارند که در سرزمین ما (اسرائیل) زندگی کنند؟ چرا یک جایی در مصر، سوریه، لبنان یا هر کشور عربی دیگری آرام و قرار نمیگیرند؟»
اما این یکی شاهکار ذهنی عبرانیها است که: «مرض این فلسطینیها چیست؟ ما آب، برق و آموزش در اختیار آنها قرار دادیم، اما همهاش میخواهند ما را به دریا بیاندازند.»
اما جالب اینجاست که اسرائیلیهای بهاصطلاح «چپ» یا حتی «چپ تحصیلکرده» هم نمیتوانند درک کنند که فلسطینیها چه کسانی هستند، از کجا میآیند و چه میخواهند. آنان نمی توانند بفهمند که فلسطین، سرزمین فلسطینیان است. شگفتانگیزتر آنکه اسرائیلیها نمیتوانند بپذیرند که اسرائیل به قیمت زندگی فلسطینیان، در سرزمین فلسطینی، روستاها، شهرها، مزارع و باغهای فلسطینی شکل گرفته است. اسرائیلیها تشخیص نمیدهند که فلسطینیهای ساکن در غزه و آواره در اردوگاههای منطقه، همان فلسطینیان بیرون رانده شده از بئرشایو، یافو، تلکبیر، شخ مونس، لاد، حیفا، ارشلیم و بسیاری دیگر از شهرها و روستاها هستند. اگر از اینکه اسرائیلیها تاریخ خود را نمیدانند تعجب میکنید، بدانید که تا حالا به آنها چیزی در این باره گفته نشده است. شرایطی که منجر به نزاع میان اسرائیل و فلسطین شد، در فرهنگ آنها سری و مخفی است. آثار تمدن فلسطینیِ پیش از 1948 از روی این سرزمین محو شده است. نه تنها پاکسازی نژادی فلسطینیان بومی بخشی از برنامۀ آموزشی اسرائیلیها نیست، حتی در هیچ نشست رسمی یا علمی اسرائیلی هم سخنی از آن به زبان نمیآید.
تقریباً در همۀ مراکز شهرهای اسرائیل، میتوان تندیس یادبودی از سال 1948 یافت که نشانگر نوعی لولهکشی بسیار عجیب و انتزاعی است. این تندیس داویدکا خوانده میشود که یک توپ جنگی اسرائیلی سال 1948 است. این توپ جنگی، سلاحی بسیار ناکارآمد بود. برد گلولههایش بیش از 300 متر نبود و آسیب جدی هم به وجود نمیآورد. اگرچه این وسیله آسیب جدی ایجاد نمیکرد، اما سر و صدای فراوانی داشت. به استناد گزارشات تاریخی رسمی اسرائیلی، اعراب (یعنی فلسطینیها) از مسافت خیلی دور هنگامی که صدای آن را میشنیدند، دور میشدند. بر ساس این گزارش، یهودیها (یعنی اسرائیلیهای جدید) کمی آتش بازی به راه میانداختند و «عربهای ترسو» مثل احمقها درمیرفتند. در این گزارش رسمی اسرائیلی هیچ اثری از جنایات نیروهای اسرائیلی و واحدهای شبهنظامی دنبالهروی آنان، به چشم نمیخورد. همچنین اشارهای به قوانین نژادپرستانهای که فلسطینیان را از بازگشتن به خانهها و سرزمینشان بازمیدارد، نشده است.
مفهوم این مسأله کاملاً مشخص است. اسرائیلیها با آرمان فلسطینیها کاملاً بیگانهاند. بنابراین آنها تنها میتوانند مبارزۀ فلسطینیان را حماقتی وحشیانه تقسیر کنند. در جهان خودباروانۀ یهودمحور اسرائیلی، یک فرد اسرائیلی، یک قربانی بیگناه است و یک فلسطینی جانی وحشی.
چنین شرایط ناگواری که اسرائیلیها را در مورد گذشتهشان در ناآگاهی مطلق قرار میدهد، هرگونه احتمالی نسبت به آشتی در آینده را از میان میبرد. چون اسرائیلیها هیچ درکی از این مناقشه ندارند، نمیتوانند به هیچ راهحلی جز نابودی یا پاکسازی «دشمن» بیاندیشند. همۀ اسرائیلیها، تنها از روایتهای متعدد درد و رنج یهودیان مطلعاند و مصیبت فلسطینیان به گوش آنها بیگانه است، به طوریکه حتی مترقیترین «اومانیستهای اسرائیلی» هم حاضر نیستند تا در کنار ساکنان اصلی فلسطین در آن زندگی کنند. این موضوع برای فلسطینیها راهی جز رها کردن خود از قید تمام گرفتاریها و مصیبتها باقی نمیگذارد. نیازی به گفتن نیست که هیچ شخصی در اسرائیل به صلح نمیاندیشد.
در این هفته همۀ ما توان موشکی حماس را دیدیم. از قرار معلوم، حماس از مدتها پیش اسرائیل را تحمل کرده و دم نزده بود. حماس از افزایش درگیری در جنوب اسرائیل خودداری کرده بود. من فهمیده بودم که گلولههای قسامی که گهگاه در سدروت و اشکلون فرود میآمدند چیزی جز پیام فلسطینیان تحت محاصره نیستند. اول از همه، آن پیامی به سرزمین، منازل، مزارع و باغهای ربوده شده بود که «ای خاک مقدس، ما فراموشت نکردهایم، ما هنوز هم برای تو میجنگیم، دیر یا زود برخواهیم گشت، و از همانجایی که ایستاده بودیم دوباره آغاز خواهیم کرد.» اما پیامی دیگر هم برای اسرائیلیها دربرداشت: «شماهایی که در سدروت، بیرشیوا، اشکلون، تلآویو و حیفا هستید، چه درک کنید و چه نکنید، بر سرزمینی غصبی روزگار میگذرانید. بهتر است بار و بندیل خود را ببندید، چون وقت شما در حال اتمام است، شما دیگر حوصلۀ ما را سر بردهاید. ما، مردم فلسطین، دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.
اگر واقعگرایانه بنگریم، شرایط در اسرائیل به وخاومت گراییده است. دو سال پیش، این راکتهای حزبالله بودند که شمال اسرائیل را میکوبیدند و این هفته حماس ثابت کرد که بیتردید توانایی پذیرایی از جنوب اسرائیل با خوراکی از انقامجوییها بالستیک را دارا است. اسرائیل در مقابل حزبالله و حماس، هیچ پاسخ نظامی نداشت. راکتها بیتردید منجر به تلفات غیرنظامیان میشود اما اسرائیل نمیتواند مانع شلیک آنها شود. برای نیروی نظامی اسرائیل راهی برای حفاظت از کشورشان باقی نمانده است جز آنکه اسرائیل را با سقفی بتنی بپوشاند. در پایان تنها ممکن است همین کار را انجام دهند.
اما این پایان ماجرا نیست. در حقیقت این تازه آغاز ماجرا است. همۀ تحلیلگران خاورمیانه میدانند که حماس میتواند کنترل کرانۀ باختری را در چند ساعت به دست گیرد. در واقع، ادامۀ کنترل فتح و جهاد اسلامی در کرانۀ باختری تنها با کمک نیروهای اسرائیلی میسر است. زمانی که حماس کرانۀ باختری را در اختیار بگیرد، بزرگترین مرکز جمعیتی اسرائیل در دستان حماس قرار خواهد گرفت. ممکن است این اتفاق در همین روزها، سه ماه یا پنج سال دیگر رخ دهد. در وقوع آن شکی نیست، تنها زمان آن مشخص نیست. آن زمان، تمام خاک اسرائیل در تیررس حماس و حزبالله خواهد بود، جامعۀ اسرائیلی فرومیپاشد و اقتصاد آن از بین خواهد رفت. قیمت یک ویلای واقع در شمال تلآویو با طویلهای در کیریات شمونه یا سدروت برابر خواهد بود. هنگامی که تنها یک راکت به تلآویو اصابت کند، رویای صهیونیسم به پایان خواهد رسید.
ژنرالها و رهبران اسرائیلی به خوبی به این موضوع واقفاند و به همین دلیل است که به جنگی برای نابودی فلسطینیان دست زدهاند. اسرائیلیها برنامهای برای حمله به غزه ندارند. آنان چیزی را در آنجا از دست ندادهاند. تمام آن چیزی که اسرائیلها میخواهند، تنها پایان دادن به نکبت است. آنان بمب بر سر فلسطینیان میریزند تا محوشان کنند. آنان میخواهند فلسطینیان را از منطقه بیرون برانند. مسلماً چنین چیزی به حقیقت نخواهد پیوست. فلسطینیها در این سرزمین خواهند ماند. نه تنها خواهند ماند، بلکه با بهرهگیری اسرائیل از تاکتیکهای مرگبار، روز بازگشت فلسطینیها به سرزمینشان نزدیک و نزدیکتر میشود.
این دقیقاً همین جایی است که گریز اسرائیلیها نمایان خواهد شد. اسرائیل از مرز «بازگشت ممنوع» عبور کرده است. سرنوشت محتوم او بر هر بمبی که بر سر غیرنظامیان فلسطینی میریزد، حک شده است. نجات اسرائیل دیگر از دست آنان خارج است. هیچ استراتژی برای خروج وجود ندارد. اسرائیل نمیتواند با مذاکره راهی به بیرون بیابد چون نه اسرائیلیها و نه رهبرانشان اصول اولیۀ این مناقشه را درک نمیکنند. اسرائیل از قدرت نظامی کافی برای پایان دادن به این مناقشه برخوردار نیست. اسرائیل ممکن است دست به کشتار رهبران مردمی فلسطین بزند -که سالیان سال هم چنین کرده- اما مقاومت و ایستادگی مردم فلسطین روز به روز بیشتر میشود. یکی از ژنرالهای اطلاعاتی ارتش اسرائیل در انتفاضۀ اول به این نتیجه رسیده بود که «برای پیروزی، کاری که از دست فلسطینیان برمیآید، تحمل است.» آنان تحمل میکنند و بنابراین پیروزاند.
سران اسرائیل این ماجرا را به خوبی میدانند. اسرائیلی تاکنون تمامی اقدامات را آزموده است؛ عقبنشینی یکجانبه، گرسنگی دادن و اکنون نابودی. اسرائیل تصور میکرد که با عقب کشیدن از یک محلۀ یهودی دنج، خطر جمعیتی را از خود دور خواهد کرد. اما عملی نشد. این مقاومت فلسطین است که در قامت سیاست حماس آیندۀ منطقه را رقم خواهد زد.
آن چیزی که برای اسرائیلیها باقی مانده این است که دو دستی به نادانی و واقعگریزی خود بچسبند تا از سرنوشت خانمانبراندازی که به آنان بسیار نزدیک شده، دور شوند. اسرائیلیها در تمام طول مسیرشان به سمت پایین، سرودهای آشنای قربانیان را خواهند خواند. اسرائیلیها که سرشار از واقعیتهای خودخواهانه و برتریجویانه هستند، کاملاً در درد و رنج خود گرفتار میمانند ولی هنوز هم نسبت به مصیبتهایی که بر سر دیگران میآورند، نادان خواهند بود. اسرائیلیها زمانی که بمب بر سر دیگران میریزند به عنوان گروهی متحد فعالیت میکنند، اما وقتی که اندکی صدمه ببینند، گوشهای از معصومیت بیدفاعاند. این تناقض در خویشتننگری و شیوۀ نگرش آنان است که فرد اسرائیلی را به عنوان نابودگری شیطانی معرفی میکند. همین تناقض است که آنان را از درک تلاشهای متعدد برای نابودی کشورشان بازمیدارد. و همین تناقض است که اسرائیلیها را از درک معنی هلوکاست بازمیدارد، تا بتوانند هلوکاست دیگری را رقم بزنند. و همین تناقض است که اسرائیلیها را از انسانیت به دور میدارد. یکبار دیگر یهودیان باید به سوی سرنوشتی نامعلوم سرگردان شوند. خودم از چندی پیش حرکتم را آغاز کردم.
|
|
تصاوير ديگر :
|
نظرات خوانندگان در مورد اين مقاله
| حامد | | جالب بود اینکه یکی از توی اسرائیل این حرف رو بزنه نشون میده اوضاع خیلی بی ریخته.آفرین بر مقاومت |
|
نظرات شما در مورد اين مقاله
|
|  |
| 
|