در حالی که حدود سه ماه به انتخابات مجلس هفتم باقی مانده است، اصلاح طلبان میکوشند تا با استفاده از فضای رسانهای، جبهه خود را متحد نشان داده و در مقابل، جبهه اصولگرایان را متفرق و متکثر نشان داده و نتیجه گیری کنند که حاصل این وضعیت، شکست اصولگرایان و پیروزی اصلاح طلبان خواهد بود، آنها البته این پیروزی را مشروط نیز دانسته اند و آن اینکه به زعم آنها شورای نگهبان با عدم رد صلاحیت کاندیداهای آنها، کاندیدائی برایشان در صحنه باقی بگذارد!اما با وجود همه این ادعاها شواهد چیز دیگری نشان میدهد.خبرهای پراکنده اردوگاه انتخاباتی اصلاح طلبان، از اختلاف شدید میان آنها درباره کاندیداهای نهائی این جبهه و نحوه حصول همه گروها به یک لیست واحد حکایت دارد در حالی که حزب اعتماد ملی به رهبری کروبی دائما سخن از معرفی کاندیدای مستقل در انتخابات داشته و حتی سخن از حضور در ائتلاف اصلاحات منوط به گنجاندن 15 تن از کاندیداهای این حزب در لیست کاندیداهای 30 گانه تهران میکند، برخوردهای لفظی بین طرفداران کروبی و مشارکتی های جوان که شیخ اصلاحات را کاندیدای مورد نظرشان در الیگودرز ! معرفی کرده اند، بالا گرفته است .
جنگ بین تندروها-کند روها نیز همچنان ادامه دارد.از طرفی سنتی های اصلاحات معتقدند که تندرویهای درون اصلاحات، باعث شکست این جریان شده و از سویی چهرههائی مانند محمد رضا خاتمی، سرافرازانه به تندرو بودن خود افتخار میکنند.به همه ی اینها بایستی افشای نامه ی اخیر حزب اعتماد ملی به مشارکت را نیز افزود که نشانه های آشکار وجود یک شکاف عمیق حداقل بین دو طیف عمده از اصلاح طلبان در آن به وضوح مشاهده میشود . در چنین وضعیتی مطبوعات و رسانه های وابسته به این طیف بدون پرداختن به اختلافات ریشه ای و اساسی، میکوشند با استفاده از حربه ی جنگ تبلیغاتی، بحران ایجاد شده را به طیف سیاسی مقابل یعنی اصولگرایان منتقل کنند.تا اگر هم نتوانند با تکیه با قدرت خود پیروز عرصه انتخابات شوند، بلکه بتوانند با تضعیف رقیب، مانع پیروزی او شوند.
اینکه هر روز اخبار مربوط به انتقادات درون گروهی و بعضا فاقد ارزش طرح کردن ، به تیتر اصلی چنین رسانه هائی بدل میشود، دقیقا در راستای اجرای همین استراتژی است. در استان گبلان و خصوصا شهر رشت نیز وضعیت به همین منوال است.یعنی علیرغم اصرار اصلاح طلبان مبنی بر القای تعدد کاندیداها در اردوگاه اصولگرایان و عدم توانائی این طیف برای رسیدن به لیست مشترک ، عملا مشاهده میشود که کاندیداهای اصلاح طلبان بیش از اصولگرایان است . افرادی مثل روشنک سیاسی ، حاجی پور ، رمضانپور، زالفی ، صادق زاده ، سید رئیسی ، فیاض زاهد ، محمدی که خواهان ورود به لیست اصلی کاندیداهای اصلاح طلبان هستند و ظاهرا عقب نشینی هر یک از آنها هم بعید به نظر میرسد و به همه این اسامی بایستی افرادی را که تحت لوای اصلاحات در بخش های شهرستان مشغول فعالیت هستند و لابد برای خود سهمی قائلند، افزود.
شگفت انگیز اینکه این گروه ها در تحلیل ها و مصاحبه های خود از خالی ماندن عرصه از کاندیداهای اصلاح طلب ، در اثر احتمال رد صلاحیت گسترده شورای نگهبان اظهار نگرانی میکنند. حال آنکه این شورا صرف نظر از اینکه بدون ملاحظه ی افراد و جناح ها به بررسی صلاحیت ها میپردازد ، فی الواقع با رد صلاحیت احتمالی عده ای از این افراد، کمک عمده ای به تصمیم گیرندگان اصلی برای حصول وحدت خواهد کرد . البته بایستی به این نکته نیز اشاره کرد که مشکل اصلی اصلاح طلبان ، رسیدن یا نرسیدن به وحدت نیست بلکه مشکل در تفکرات تخ نما شده ای است که بدون تجدید نظر در مفاد آن ، دوباره قصد طرح کردن آنها را دارند . به هر تقدیر به نظر میرسد گره کور ترافیک لیدرهای سیاسی اصلاحات به بد معضلی برای این جریان بدل شده است و ظاهرا آنها کلید حل این مشکل را در دستان شورای نگهبان جستجو میکنند.
فارغ از هر نوع برخورد نهادهای مسئول، بایستی پذیرفت که مشکلات درونی اصلاحات با فرافکنی و انتقال بحران به مراکز دیگر یا فرار به جلو ، حل شدنی نیست .تنها تجدید نظر در برخی مبانی و اصول و روشها ممکن است بتواند توفیق نسبی را نصیب این جریان کند و این نکته ای است که تنها عاقلها می فهمند!