تبليغاتX
اخبار گیلان / Guilan News Agency/ یکشنبه، 26 خرداد، 1398


دوشنبه 15 آبان 1391 23:41:53    تعداد بازديد: 2264    شناسه خبر: 157    بخش: مقالات فرهنگی  نسخه چاپي
شمس لنگرودی، شکوه وارستگی
مقدمه

عالم جلیل القدر و خطیب پروا پیشه، شیخ العلماء، بقیة السلف الصالح، آیة الله حاج شیخ جعفر شمس لنگرودی ـ طاب سراه ـ که از روحانیان سرشناس و از خطباء محبوب استان گیلان و از یادگاران قدیمی و شاگردان ارزشمند آیة الله العظمی حائری یزدی رحمه الله به شمار می آمد، در سال 1383 ش. در همایش «تجلیل از مبلّغان برتر» که از سوی حوزه مبارکه علمیه قم برگزار گردید، به عنوان مسن ترین و موفق ترین مبلّغ انتخاب شد و از مقام علمی و تبلیغی ایشان تجلیل و تکریم به عمل آمد.

ولادت و تبار

آیة الله حاج شیخ جعفر شمس لنگرودی در جمادی الثانی سال 1334 ق. مصادف با میلاد کوثر رسالت، حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام در قریه «وَلیسه» از توابع شهرستان رودسر و در میان خانواده روحانی و مذهبی دیده به جهان گشود.

پدرش آقا شیخ محمد علی جواهری، معروف به «رئیس العلماء» از روحانیان متعهد و جلیل القدر و از زاهدان آن دیار به شمار می رفت که اغلب اوقات گران قدرش صرف تبلیغ دین مبین اسلام و ترویج و نشر معارف نورانی آن گردید و از افتخارات آن روحانی خدوم و والا مقام این بود که مدال خادمی و نوکری خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام ، به خصوص حضرت سید الشهداء علیه السلام را با افتخار و مباهات به سینه داشت.

و نیز مادرش از زنان زحمت کش و متدین و آشنا به مسائل اسلامی و متخلق به اخلاق الهی بود. هنوز 6 بهار از عمر ارزشمند این مولود پاک نگذشته بود که پدر والامقامش دار خاکی را وداع گفت و روح مطهرش در جوار رحمت الهی به آرامش ابدی رسید و بدین سان، دست نوازشگر پدر از سرش کوتاه گردید. از آن پس، وی تحت سرپرستی مادر والامقامش قرار گرفت و ایستادگی و استقامت آن بانوی پارسا و پاکدامن در مقابل ناملایمات روزگار، غم و اندوه را از قلب پاک و روح لطیف این کودک زدود و عزم راسخ و همت والای آن بانو بود که فرزند یازده ساله اش را راهی حوزه علمیه قم کرد تا با آموختن علوم الهی ادامه دهنده راه همسرش که از شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام بود، باشد.

در محضر بزرگان

یکی از تحولات مهم سیاسی و اجتماعی دوران شیخ جعفر تأسیس و پایه گذاری بزرگ ترین و مهم تری مرکز آموزشی جهان تشیع به دست توانا و با کفایت آیة الله حائری یزدی در قم می باشد.

شیخ جعفر شمس لنگرودی در حالی وارد قم گردید که چیزی حدود شش سال از عمر با برکت حوزه علمیه قم می گذشت و اساتید و بزرگان و استوانه های کم نظیر علم و فضیلت در جوار حرم کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام رحل اقامت افکنده و مشغول تحصیل و تدریس شده بودند. شیخ جعفر مقدمات و سطح و خارج فقه و اصول را در نزد اساتید نامدار به خوبی فرا گرفت که اسامی آنان عبارت است از آیات عظام:

1. حاج شیخ محمد حسین ساوجی؛ 2. سید صدر الدین تنکابنی؛ 3. میرزا ابوالقاسم کبیر قمی ادیب نامدار و مشهور حوزه قم؛ 4. میرزا محمد علی اراکی (مرجع تقلید معروف که قوانین را در نزد ایشان تلمذ کرد)؛ 5. میرزا محمد علی حکمی زاده؛ 6. آقا شیخ شعبان چافی لنگرودی؛ 7. میرزا مهدی پایین شهری قمی؛ 8. آقا شیخ عبد الرزاق قائنی؛ 9. سید مرتضی علوی فریدونی اصفهانی؛ 10. سید محمد تقی خوانساری (از مراجع ثلاث معروف قم)؛ 11. شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، رضوان الله علیهم.
تدریس و تبلیغ

آیة الله شیخ جعفر لنگرودی در طول دوران اقامت خویش در قم، علاوه بر تحصیل و کسب دانش و فضائل و کمالات به تدریس سطوح پایین تر نیز اشتغال داشتند. و همچنین به مناسبتهایی در اطراف قم منبر می رفتند.

آیة الله رمضانی ـ دامت برکاته ـ فرمودند: «من در دوره نوجوانی به خوبی به یاد دارم که مرحوم شمس لنگرودی از طرف زعیم عالی قدر حوزه علمیه قم، آیة الله العظمی حائری یزدی، برای امر تبلیغ به وشنوه و کهک قم آمده بودند و هنوز برخی افراد مطالبی از منابر ایشان به خاطر دارند.»
آهنگ رجعت

حضرت آیة الله شمس لنگرودی بعد از شهریور سال 1320 ش. ـ سال سقوط رضاخان ـ به گیلان مهاجرت کرد و برای همیشه در شهرستان لنگرود رحل اقامت افکند و در این شهر و سایر شهرهای همجوار مشغول خدمت به اسلام عزیز و مکتب حیات بخش تشیّع گردید و از آنجایی که نفس گرم و مواعظ سودمندی داشت، در اندک زمانی شهرت منابر و مواعظ شیوای این عالم ربّانی زبانزد عام و خاص گردید.

اگر شهرستان لنگرود را در میان استانهای شمالی ایران، به ویژه در استان گیلان «شهرستان مبلّغان و خطباء» بنامیم، اغراق نکرده ایم، زیرا اغلب خطباء و سخنوران خطّه شمال کشور، به خصوص استان گیلان از این شهرستان برخاسته اند.

خدمات فرهنگی و دینی

الف. منابر

بی شک مرحوم آیة الله شمس لنگرودی یکی از گویندگان نامدار مذهبی استان گیلان بوده اند؛ شخصیتی که بیش از 75 سال در تمام شهرهای استان گیلان و غرب مازندران و روستاها و بخشها به تبلیغ شریعت محمّدی صلی الله علیه و آله و معارف مکتب علوی اشتغال داشته اند؛ انسان وارسته ای که منابر وی مشتاقان فراوانی داشت و مردم از منابر وی خاطرات فراوانی دارند و همواره از او به خوبی و نیکی یاد کرده اند. منابر ایشان از مدار آیات و روایات خارج نمی شد و مجلسشان نورانیت عجیبی داشت و هنگامی که بر اریکه منبر جلوس می کردند، به طور طبیعی سخن می گفتند و حاضران سرا پا گوش می کردند.

حجة الاسلام اشراقی از خطبای شهرستان رودسر می گوید:

ما در استان گیلان حداقل در نیم قرن اخیر وعّاظ و خطبای فراوانی داشتیم، ولی منابر و سخنان مرحوم آقای شمس واقعا ممتاز و در برهه ای از زمان بی نظیر بود. صفای باطن، عامل و معتقد بودن به زی طلبگی و نفوذ کلام وی واقعا منحصر به فرد است. در سال 1328 ش. مرحوم حجة الاسلام شیخ علی کاشانی معروف به «فریدة الاسلام» که از اولیای الهی و استاد شهید هاشمی نژاد به شمار می رفت و در میان فضلا معروف بود که وی به محضر ولی عصر علیه السلام تشرف یافته است، به شهرستان رودسر تشریف آوردند و اتفاقا در همین سفر در حال سجده نماز رحلت فرموده و در قم مدفون گردید.

روزی به اتفاق این مرد الهی به مجلس ختم یکی از اخیار منطقه رفتیم که شیخ موسی چین جانی نام داشت و چون معلم قرآن آقای شمس هم بود، سخنران مجلس معظم له بودند. روحانیان و خطبای فراوانی از جمله پدرم به نام اشرف الواعظین در این مجلس حضور داشتند. ایشان درباره تعلیم و تعلّم در قرآن، در آن جمع سخنرانی کردند که همگان از شنیدن آن مات و مبهوت شدند و توجه اغلب خطباء و گویندگان بزرگ را برانگیخت و اگر بگویم وی در آن سخنرانی معجزه کرد اغراق نکرده ام. وی وقتی روضه خواندند تأثیر شگفتی در مستمعان گذاشت، از جمله مرحوم شیخ علی کاشانی در آن مجلس بی هوش شد.

مردم استان گیلان عموما و شرق گیلان خصوصا آداب و اخلاق درست دینی را مرهون زحمات و خدمات آن مرد بزرگ الهی هستند. او ذرّه ای فریفته دنیا و مطامع دنیوی نشد و حتی در زمانی که در سمت امامت جمعه بود، بین خود و مردم نه تنها فاصله ایجاد نکرد، بلکه ارتباطات و علائق زیادی بین او و مردم حکمفرما بود. به همین جهت مردم او را دوست می داشتند و در موقع رحلت آن بزرگوار، چنان به سر و سینه می زدند که نظیر چنین واقعه ای را حداقل در این نیم قرن اخیر در گیلان سراغ نداریم.

ب. امامت جمعه

آیة الله شمس لنگرودی به عنوان چهره محبوب و مورد علاقه مردم در سال 1359 ش. از سوی حضرت امام خمینی رحمه الله به سمت امامت جمعه شهرستان لنگرود منصوب گردیدند و سالهای طولانی ضمن ارشاد و هدایت مردم، نقش به سزایی در وحدت و انسجام نیروهای متعهد و حزب اللّهی داشت؛ خصوصا در ایام دفاع مقدّس، در اعزام نیرو و کمکهای مردمی همواره فعّال و کوشا بود.

وی در سال 1380 ش. علی رغم تمایل و علاقه شدید مردم، به علت کهولت سن از سمت امامت جمعه انصراف داد. و در جواب اصرارهای فراوان ارادتمندان، متواضعانه فرمود:

«زمانی که به این سمت، علی رغم میل باطنی و فقط به خاطر احساس وظیفه و تکلیف منصوب شدم، دوستان دانش آموز در مقاطع مختلف در مراسم نماز جمعه شرکت می کردند. حالا آنان ترقی کرده اند و الآن به درجات والای علمی نائل شده اند؛ دکتر، مهندس و... و بعد از گذشت این همه سال، دو باره به نماز جمعه می آیند و مرا در آن جایگاه مشاهده می کنند. خُب، مگر قحط الرّجال است! باید از افرادی فاضل که دارای سرمایه های معنوی و علمی هستند، در این جایگاه بهره گرفت و گذشته از آن، من دیگر توان سخن گفتن ندارم.»

ج. تألیفات

از مرحوم آیة الله شمس لنگرودی دو اثر ارزنده به یادگار مانده است:

1. «گامهایی با تاریخ اسلام»؛ رساله ای است که معظم له در حدود سال 1330 ش. که عده ای به پیروی یکی از منحرفین فکری منطقه، با تبلیغات وسیع سعی در گمراه ساختن جوانان برومند داشتند، در جواب آنان به نگارش درآوردند که بحمد الله در بیداری و آگاهی آنان نقش به سزایی داشت.

2. خاطرات؛ مجموعه اشعار ایشان است، شامل 4 بخش: ترجمه منظوم خطبه همام، انسان نامه، غزلیات و مدایح و مراثی ائمه اطهار علیهم السلام . این کتاب برای بار اول در سال 1369 ش. در رشت چاپ گردید و برای بار دوم در سال 1380 ش. در قم به چاپ رسید.
آرزوی وصال دوست

آرزو دارم که گر گل نیستم، خاری نباشم
باربردار ار ز دوشی نیستم، باری نباشم

گر نگشتم دوست با صاحبدلی، دشمن نگردم
بوستان بهر خلیل ار نیستم، ناری نباشم

نیست گر در آستینم دست بهر دستگیری
باری اندر آستین این و آن ماری نباشم

گر که نتوانم ستانم داد مظلومی ز ظالم
باز آن خواهم که همکار ستمکاری نباشم

گر نگشتم رحمتی بر خلق، زحمت هم نگردم
گر نمی جویم دلی از کس، دل آزاری نباشم

گر که نتوانم ز پا افتاده را باشم عصایی
 لیک بر فرق امیری درّ شاهواری نباشم

نیست باکی گر نباشم رونق بازار دانش
 لیک کالای سفاهت را خریداری نباشم

راهم ار روزی به خلوت خانه اسرار دادند
از جهالت مایه افشای اسراری نباشم

همچو خواب آلودگان مستانه گر ره می سپارم
ناسپاس از رهنماییهای هشیاری نباشم

جهل را بر تن چه نشتر نیستم، مرهم نگردم
فضل را در بر چو فخری نیستم، عاری نباشم

در ره ابرار گر سر گوی میدانی نگردد
خاک بوس آستان مشت اشراری نباشم

نیستم گر نوشدارویی برای دردمندی
 نیز بر بی دست و پایی نیش جراری نباشم

گر نریزم آب رحمت از سبویی در گلویی
دلخوشم گر خنجری بر قلب افکاری نباشم

گر پری بگشوده دارم همچو کبک کوهساری
 طعنه زن بر خواری مرغ گرفتاری نباشم

«شمسم» و خواهم که گر روشن نسازم محفلی را
محفلی را مانع اشراق انواری نباشم.

شاید خیلی از خوانندگان محترم و مبلّغان ارجمند با این غزل بسیار شیرین و پرمحتوا آشنایی کافی داشته باشند. این غزل زیبا و پر طراوت که در میان غزلیات شعراء قطعا کم نظیر است، علاقه مندان و مشتاقان فراوانی دارد. درباره علت شهرت این غزل معروف، روزی معظم له به نگارنده فرمودند:

در سال 1336 ش. دوست بسیار دانشمندم حضرت حجة الاسلام آقای حاج شیخ حسن حجتی گیلانی رحمه الله که از خطباء نامدار و دانشمند سرزمین گیلان بود، به دیدنم آمد و فرمود: «مجله ای دارم به نام «راه حق» که در این مجله مقالات جمعی از بهترین نویسندگان همانند مرحوم میرزا محمد تقی اشراقی واعظ قمی، مرحوم حاج شیخ رضا سراج انصاری، مرحوم میرزا خلیل علامه کمره ای و... به چاپ رسیده است.» وی تمایل داشت که حقیر هم در آن مجله سهمی داشته باشم. من همین شعر را به او دادم. وقتی خواند، فورا آن را برد و در مجله اش چاپ کرد و چون مرحوم حجتی با سایر خطباء مهم کشور ارتباط داشت و مجله اش را برای آنان ارسال می کرد، وقتی خطباء این غزل را در بالای منابر می خواندند، کم کم در همه محافل و مجالس بدون آنکه شاعر را دیده و یا شناخته باشند، این غزل را حفظ کرده، برای مردم می خواندند تا اینکه مرحوم فلسفی واعظ شهیر را در رشت دعوت کردند و ایشان این غزل را بالای منبر خواندند. بعد از اتمام منبر، کسی به ایشان مراجعه و سؤال می کند که آیا جنابعالی شاعر و گوینده این غزل را می شناسید؟ ایشان جواب منفی می دهد. آن شخص، آدرس مرا به ایشان می دهد و ایشان به دیدنم به شهرستان لنگرود آمدند و فرمودند: «من با خواندن این غزل در تهران و شهرستانها توانسته ام دلهای فراوانی را به وجد آورده، اشکهای فراوانی را از مردم جاری سازم.» و آن گاه با کمال بزرگواری مرا مورد تشویق و تحسین خویش قرار دادند؛ البته اشعار و غزلیات دیگری بر وزن این غزل دارم که اهمیت آنها خصوصا در آن دوران ستم شاهی از این غزل کمتر نبوده است.
تواضع و وارستگی

یکی از فضلای استان گیلان برای نگارنده نقل کرد:

مرحوم آیة اللّه شمس لنگرودی تمام مایحتاج زندگی خود را شخصا تهیه می کرد؛ مثلاً در صف نانوایی می ایستاد و نان می خرید و منزل وی محافظ نداشت و شخصا در را به روی مراجعان باز می کرد. روزی چند نفر از سروران روحانی که گویا در تهران مسئولیتی داشتند، وارد شهرستان لنگرود می شوند و چون منزل امام جمعه را نمی دانستند، صبح زود هنگام عبور از خیابانهای شهر، چشم شان به یک روحانی می افتد که در صف نانوایی ایستاده است، به سراغ او می روند و از او درخواست می کنند که آدرس منزل امام جمعه شهرستان را به آنان بدهد. وی با کمال تواضع و فروتنی بعد از خرید چند قرص نان، آنان را به منزلی هدایت می نماید و در جواب آنان می فرماید: امام جمعه شهر من هستم، امرتان را بفرمائید. آنان با کمال تعجّب متوجه می شوند که آن روحانی که در صف نانوایی ایستاده بود، خود امام جمعه است.

خدمات وی در سمَت امامت جمعه، تشویق و تجهیز نیروهای مردمی جهت اعزام به جبهه های حق علیه باطل، ایجاد وحدت و همدلی و انسجام بین نیروها و گروهها به گونه ای که همگان او را به عنوان پدری امین و دلسوز یاد کرده و نصایح او را در سرلوحه امورشان قرار دهند، بسیار بارز و روشن بود.

حضرت آیة اللّه محفوظی، عضو خبرگان رهبری استان گیلان نیز به نگارنده فرمود:

ما سالیان طولانی با آقای شمس حشر و نشر داشته و به وی ارادت داشته و داریم. او گوهری ناب، ارزشمند و قیمتی بود که نمونه آن در این عصر حقیقتا کمیاب است. عالمی اخلاقی و انسانی وارسته و باتقوا که رفتار و گفتار و سلوک زندگی و ساده زیستی او چنان بود که تعالیم عالیه اسلام دستور داده و سیره پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین علیهم السلام است.

از کمالات این مرد همین بس که هرگز در فکر خودستایی و گفتن خلاف واقع نبود. از عجب و غرور و خودپسندی به دور بود و در مقابل اهل علم و علماء تواضع و فروتنی می کرد و هیچ گاه خود را بر دیگران مقدم نمی داشت.

من با خواندن این غزل در تهران و شهرستانها توانسته ام دلهای فراوانی را به وجد آورده، اشکهای فراوانی را از مردم جاری سازم

وارستگی و استغناء طبع و عزت نفس خاصی داشت و اخلاص در سخنان وی مشهود بود. از سخنان لغو و بیهوده سخت پرهیز داشت و دیدن چهره او انسان را به یاد خدا می انداخت. او سخت مورد علاقه و احترام حضرت آیة اللّه بهجت بود.
رحلت

آیة الله حاج شیخ جعفر لنگرودی بعد از عمری تلاش خالصانه در راه تبلیغ و خدمت به نظام مقدّس اسلامی، سرانجام روح پاکش در شب جمعه 20 ذی القعده 1426 ق. (دوم آذر 1384 ش.) در محراب مسجد جامع لنگرود (جایگاهی که بیش از 50 سال اقامه جماعت می کرد) و هنگام اقامه نماز عشاء بر اثر سکته قلبی به عالم بقا عروج کرد.

رحلت این روحانی خدوم و محبوب تأثیر زیادی بر دلهای مردم استان گیلان، به ویژه شهرستان لنگرود گذاشت. پیکر پاکش بعد از اقامه نماز توسط حضرت آیة الله حاج شیخ محمد علی امینیان لنگرودی ـ عضو خبرگان رهبری و امام جمعه شهرستان آستانه اشرفیه ـ در صحن مسجد جامع لنگرود به خاک سپرده شد. حضور جمعیت در تشیع جنازه معظم له به حدّی بود که به عقیده بسیاری از مردم و علماء در تاریخ 50 ساله اخیر شهرستان لنگرود کم نظیر یا بی نظیر بود و این، حکایت از محبوبیت ویژه وی در نزد عموم طبقات استان دارد. مجالس فراوانی در شهرهای استان گیلان، تهران و قم منعقد و از مقام علمی و معنوی وی تجلیل به عمل آمد. «عاش سعیدا و مات سعیدا».



نظرات خوانندگان در مورد اين مقاله
رضادلیلی ازتهران  
تقوی وخاکی بودنش هیچ وقت ازاذهان نمی رود.

ناشناس  
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ بودند

م  
روحش قرین رحمت الهی باد ای وای بر ما که ............


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :

مقالات برتر
موزه میراث روستایی گیلانشاخص هاي اكولوژيك براي توسعه پايدار اكوتوريسم در گيلان10نقطه مناسب برای ماهیگیری در گیلانکوتاه از زندگی شهید املاکی مسجد صفی؛ تاریخی ترین مسجد رشترابطه گردشگری ورزشی با صنعت گردشگریتحولات دریای خزر 1- کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزرتحولات دریای خزر 3 - اقتصاد و محیط زیستکنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزرسبزپوشان خطه گیلان
جديدترين عناوين
برگزاری نهمین نمایشگاه رایانه در گیلان تمام دانشگاه‌ها باید ماموریت‌گرا باشند تصاویر رژه خودروهای نظامی و انتظامی در بندر مرزی آستارا وجود 120 مدرسه نیمه تمام در گیلان برگزاری راهپیمایی ضدصهیونیستی در گیلان زنگ شکوفه‌های گیلان نواخته شد درمان بیماری ها با انگور سیاه راه اندازی مرکز نگهداری موقت بیماران اوتیسم در استان گیلان ساماندهی بانک اطلاعاتی نابینایان بهزیستی استان گیلان راه اندازی کلینیک تخصصی دیالیز در لنگرود پیکر افشین پرتو به خاک سپرده شد کشف محموله قاچاق چوب درختان جنگل های غرب گیلان در آستارا افزایش۳۰درصدی شهریه مهدهای کودک بهره برداری از بیمارستان‌های آستارا و رضوانشهر تا پایان سالجاری میراث فرهنگی گیلان اجازه تعرض به هیچ محوطه تاریخی را نمی‌دهد کشت دوم 90 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان کشته شدن 50 نفر در جاده‌های گیلان وجود 80 گونه درختی در جنگل‌های هیرکانی گیلان افزایش گرایش جمعیت ایران به استان‌های شمالی جذب نیروهای حق‌التدریسی پیش دبستانی مناسب با نیاز استان‌ها نیست هشدار مدیریت بحران گیلان نسبت به بارش باران و احتمال آبگرفتگی معابر برگزاری دومین جشنواره « دریای دوستی کاسپین » در رشت گیلان نیازمند تاسیس آزمایشگاه نانوبیو تکنولوژی جریمه شدن پزشک جراح زیبایی در رشت کاهش 4تا 8 درجه‌ای دمای هوای گیلان پرورش راتون در 23 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان برگزاری یادواره نخستین شهید فناوری اطلاعات گیلان برگزاری نخستین جشنواره حصیر گیلان وجود 200 عامل سرطان در تنباکوی قلیان برگزاری نمایشگاه الکامپ در گیلان