|
کتاب «حماسهٔ میرزا کوچک» که آقای حمید گروگان آن را بر اساس منابع مکتوب و مصاحبه با تعدادی از پیرمردان گیلانی و هم عصر میرزا نوشته، آن قدر مستند است که بتوانید با خواندنش نه تنها تصویری درست از شخصیت میرزا، اعتقادات و باورهایش به دست بیاورید که حتی شرایط زمانه و مسائل سیاسی آن دوره را هم بشناسید.
چقدر جنگل خوسی، میلت ویسی، خسته نویوسی می جان جانانا، تره گمه میرزا کوچیک خانا…
(چقدر برای مردم در جنگل خوابیدی، خسته نشدی ای جان جانان من، تو را میگویم ای میرزا کوچکخان)
امه رشتی جقلان، ایسیم تی فرمان، گوییم امی جان تی راه قربانا، تره گمه میرزا کوچیک خانا…
(ما بچههای رشت، گوش به فرمان تو، میگوییم جان ما به قربان راه تو، تو را میگویم ای میرزا کوچک خان)
***
این شعر با آن موسیقی سوزناک و صدای حزنآور ناصر مسعودی را یادتان میآید؟ ناخودآگاه ذهن آدم را میبرد به سالهایی که سریال میرزا کوچکخان از تلویزیون پخش میشد. آن موقع شاید به خاطر ایام کودکی خیلی متوجه وجه تاریخی داستان نبودیم اما مدتی پیش که سریال «در چشم باد» از شبکه اول پخش میشد، من بیشتر به وجه تاریخی داستان توجه داشتم و وجه قصهٔ شخصیتهای اصلی داستان برایم قضیهٔ فرعی بود.
اینکه در این سریال تا حدود زیادی مسئلهٔ قیام میرزا و جنگش با نیروهای دولتی و انگلیسی خوب به تصویر کشیده شده بود ولی گویای تمام و کمال واقعهٔ قیام میرزا کوچک خان جنگلی نبود (که البته شاید هم قرار نبوده باشد).
برای همین دیدم شاید بد نباشد کتابی را معرفی کنم که در آن علاوه بر جریان قیام میرزا علیه دولت مرکزی و مستبدان قجری وابسته به بیگانه، اطلاعاتی ارائه کند و توضیحاتی هم دربارهٔ زندگی میرزا قبل از قیام، دوران طلبگیاش در حوزهٔ علمیه، مجاهد و مشروطهخواه بودنش در سالهای ۱۲۸۷ تا ۱۲۹۳ هجری شمسی داشته باشد.
کتاب «حماسهٔ میرزا کوچک» که آقای حمید گروگان آن را بر اساس منابع مکتوب و مصاحبه با تعدادی از پیرمردان گیلانی و هم عصر میرزا نوشته، آن قدر مستند است که بتوانید با خواندنش نه تنها تصویری درست از شخصیت میرزا، اعتقادات و باورهایش به دست بیاورید که حتی شرایط زمانه و مسائل سیاسی آن دوره را هم بشناسید.
گروگان سعی کرده در این کتاب به بعضی شبهات دربارهٔ ادعای تجزیهطلب، قدرتطلب یا وابسته بودن میرزا به کشور روسیهٔ بلشویکی و… پاسخ دهد. به هر حال اگر دوست دارید دربارهٔ این شهید مجاهد بیشتر بدانید توصیه میکنم حتما کتاب را بخوانید.
بخشی از متن کتاب (صفحات ۸۰ تا ۸۳ کتاب)
«فرماندهٔ قزاق تهران، طی نامهای برای میرزا مینویسد:
-جناب میرزا کوچک خان!
از آنجایی که دولت علّیه ایران، شخص مرا که رئیس آتریاد تهران و چند سال است به ایران به درستی و راستی خدمتگزار هستم جهت قلع و قمع ریشهٔ فساد جنگل تعیین فرموده و این مسئله قطعی است و کسانی که با شما همراهی کنند، اطلاع کامل داریم به جزای خود خواهند رسید، به جنابعالی که سردستهٔ این جماعت هستید اعلان میشود…و با کمال اطمینان و قول شرف نظامی و خدای یکتا، قسم است چنانچه به اردوی قزاق ایران و به من پناهنده شوی و حرف مرا بپذیری، قول میدهم که وسائلی فراهم داریم که بقیهٔ عمر خود را با کمال احترام و با مشاغل عالی به آسودگی زندگانی نمائی…
و میرزای خدعهشناس و قویدل، با جوابی دندانشکن، او را چنین مفتضح میکند:
هوالحق
-جناب رئیس آتریاد تهران
بنده به کلمات عقل فریبانهٔ اعضاء و اتباع این دولت که منفور ملتاند فریفته نخواهم شد. از این پیشتر، نمایندگان دولت انگلیس با وعدههایی که به سایرین دادند و یکبارگی قبالهٔ مالکیت ایران را گرفتند، تکلیفم کردند تسلیم نشدم. مرا تهدید و تطمیع، از وصول به مقصود و معشوقم باز نخواهد داشت. وجدانم به من امر میکند در استخلاص مولد و موطنم که در کف قهاریت اجنبی است کوشش کنم… بنده را با چه رو بعد از این همه عملیات، باز تکلیف به تسلیم شدن مینمایید؟! در خاتمه که درخواست ملاقات کرده بودید، عرض میکنم اشخاصی که دارای شرافت قولی نیستند، ملاقات کردن با ایشان از قاعدهٔ عقل بیرون است. فقط بین ما و شما را باید خداوند حکم کند. (کوچک جنگلی)»
شناسنامه کتاب عنوان: حماسه میرزا کوچک نویسنده: حمید گروگان ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گروه مخاطبان: علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه / رقعی نوبت چاپ: پنجم / ۱۳۷۵ شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه قیمت: ۲۵۰۰ تومان
منبع: انوشه میر مرعشی http://asha.ir/archives/3639
|