تبليغاتX
اخبار گیلان / Guilan News Agency/ چهارشنبه، 19 بهمن، 1390

عکسهای گیلان در گالری گیلان نیوز

یکشنبه 17 مرداد 1389 08:11:55    تعداد بازديد: 426    شناسه خبر: 4141    بخش: اجتماعی  نسخه چاپي
بررسی تاریخ مشروطه در گفت و گو با دکتر مظفر نامدار
غلبه فراروایت ها بر روایت معضل تاریخ نگاری معاصر ایران بررسی؛ تاریخ مشروطه در گفت و گو با دکتر مظفر نامدار


¤ موضوع کلی مد نظر برای این گفت وگو آن هم به مناسبت این ایام بحث مشروطیت است ، اما مسلما با این گستردگی موضوعات در این حوزه ناگزیریم که یک نقطه عزیمت را برای شروع بحث انتخاب کنیم، از همین رو پیشنهاد می کنم با رویکرد ساختار شکنانه ای هم که از شما در ارائه مباحث سراغ داریم، صحبت را از نقد و آسیب شناسی تاریخ نگاری معاصر آغاز کنیم.
- بسم الله الرحمن ارحیم. معضل تاریخ نگاری در کشور طی 200 سال اخیر یک مسئله پیچیده ای شده به این دلیل که در تاریخ نگاری معاصر ایران ، فراروایت ها بر روایت ها غلبه ای جدی دارد و این یکی از بزرگترین معضلات این تاریخ نگاری است .
ما در تاریخ با دو مسئله سرو کار داریم: 1- رخدادها 2- درکی که انسان با گرایش ها ، انگیزش ها و بینش های متعدد از رخدادها دارد وبر همان مبنا تفسیر خاص خود را از آن رخداد ارائه می دهد.
تاریخ را به دو شکل می شود فهمید و بر مبنای همین دو گونه فهم هم ، به دو شکل می شود تاریخ نگاری کرد. یک بار تاریخ را تنها ذکر رخدادها می دانیم و مورخ کسی است که فقط رخدادها را بیان کند بدون هیچ گونه داوری.
در اینجا این سوال مهم ایجاد می شود که آیا تاریخ عبارت است از ذکر تمام رخدادها، بدون کم و کاست ؟ میلیون ها رخداد اتفاق افتاده و میلیون ها انسان آمده اند و رفته اند ، آیا مورخ همه اینها را ثبت و ضبط کرده است ؟ خیر، چه دلمان بخواهد و چه نخواهد ، مورخ تاریخ را بر مبنای گزینش تدوین می کند. البته این گزینش قواعد منطقی خاص خود را دارد که نمی توان گفت بطور مطلق تحت تاثیر بینش ها و انگیزش ها و گرایش های مورخ است. اما همیشه پرسش اساسی این است که این گزینش برمبنای چه معیاری اتفاق افتاده؟ چه حلقه ای این
رخداد های پراکنده را به هم متصل می کند که تاریخ را شکل می دهد؟ در این مقطع بی تردید ، بینش ها ، گرایش ها و انگیزه های مورخ مؤثر است . و حتی جهت حرکت آن اجتماعی که مورخ د رحال تدوین تاریخ آن است هم اثر گذار است.
تمام این رخدادها مبتنی بر تجربه تاریخی هستند . و این همان نقطه ای است که می گویند ، »تجربه تاریخی مقدم بر رخدادها است« این تقدم البته تقدم زمانی نیست، بلکه تقدم معرفتی است . چون رخدادهایی ثبت و ضبط می شود که مبتنی بر تجربه های تاریخی باشد . فهم این مسئله که معرفت تاریخی بر تاریخ یا ثبت و ضبط رخدادهای تاریخی تقدم دارد اولین بار توسط ابن خلدون صورت گرفت.
این مباحث البته داخل در موضوع ما نیست بلکه تنها مقدمه ای بود تا بتوانیم غلبه فرا روایت ها بر روایت ها را متوجه شویم .
نکته قابل توجه این است که هر تحلیلی در تاریخ باید مبتنی بر متن و رخداد باشد، اصلا اگر چنین نباشد تاریخ نشانه های خود را از دست می دهد و بر مبنای مفاهیم دینی ما تاریخ دیگر عبرت نیست چون تاریخ فهم زبان زمان است.
مورخ برای اینکه بتواند زمان گذشته را ثبت کند باید زبان این زمان را بفهمد و اگر به چنین فهمی نائل نشود، تاریخ نوشته شده توسط او، فاقد نشانه است. این نشانه ها مثل علائم راهنمایی و رانندگی است که در مسیر جاده گذاشته شده، اگر زبان این تابلوها را نفهمی، هیچ معنایی نخواهند داشت.
بنابراین با توجه به این مباحث یکی از بلاهای دوران معاصر که به بهانه «تاریخ علمی» که از مشروطه هم شروع شده ، بر سر ما آوردند همین است که فرا
روایت هایی که مبتنی بر رخداد نیست، جای رخدادهای تاریخی را گرفته؛ یعنی قرائت هایی که مبتنی بر رویداد نیستند وارد تاریخ شده و لذا این تاریخ نشانه ها را گم کرده و عبرت نیست .
مثلا تقسیم بندی ادوار پنج گانه تاریح بشری توسط مارکسیسم ، یک فرا روایت است. حال اگر بگردیم و نتوانیم این فرا روایت ها را مبتنی بر رخدادها کنیم، این می شود غلبه فرا روایت بر روایت.
¤ برای ملموس تر شدن بحث و اینکه رفته رفته وارد موضوع اصلی شویم، ممکن است مثالی هم ازتاریخ مشروطه بزنید.
- در تاریخ مشروطه هم 90 درصد تاریخ نگاری ها بر این اساس است که در نهضت مشروطه دو جریان بیشتر حضور ندارد.
یک طرف افرادی هستند که به این ها می گویند روشنفکر که خواهان عدالت، آزادی ، ترقی ، قانون و هر چیزی که بار مثبت دارد هستند و در مقابل هر کسی که با این جریان و افراد مخالفت کند طرفدار استبداد است و واجد کلیه اوصاف رذیله .
در چنین حالتی اگر شما بر پایه رخدادها هزاران سند هم ببینی که این تقسیم دو گانه را نفی می کند هیچ تاثیری ندارد چرا که معضل تاریخ نگاری معاصرما غلبه فرا روایت ها بر روایت ها است.
وقتی که این فراروایت ها غلبه می کنند آن وقت متن تاریخ را باید کنار انداخت، به کمک این فراروایت ها، موضوع دیگری مطرح شد به نام تاریخ علمی. می گفتند تاریخ علمی با بایدها و نبایدها و با خوب و بدها کار ندارد ، با خدمتکار و خیانتکار سرو کار ندارد و.... تاریخ علمی تاریخی است که در آن بینش، گرایش و انگیزش نباشد، یعنی یک مجموعه خنثی. پس تاریخ علمی فقط ذکر وقایع است .مورخینی که به تبلیغ چنین تاریخ نگاری هایی پرداختند به دنبال آن بودند تا آن فراروایت ها را تقویت کنند.
حال با توجه به اینکه تمام کسانی که در صحنه اجتماع مورد بررسی حضور دارند دارای قضاوت هستند، چه کسی باید تاریخ را بنویسد؟ قاعدتا کسانی که در این رخداد نیستند، ببینید چرا در دوران معاصر بهترین تاریخ مشروطه را می گویند ادوارد براون نوشته است ....به هر حال تاریخ نگاری ایران به غرب و غربی ها می رسد، چرا که فرض بر این است که آن ها در صحنه نیستند و بی طرف می نویسند.
بنابراین این تاریخ دیگر نشانه ندارد و زبان زمان را هم نمی فهمد. این همان نقطه ای است که از آن با عنوان گم گشتگی نشانه ها در مدرنیته یاد می کنند.
تولیدات فکری کسانی که در صحنه حضور دارند نشانه دارد یعنی متصل به فرهنگ و جغرافیا است. اما در چنین فضایی آدم هایی برای ما تولید می کنند که در صحنه نیستند . این تولیدات تاریخی نشانه ندارد و لذا انسان ایرانی راه را گم می کند. طبق بیان پیشین این همان گم گشتگی نشانه ها در مدرنیته است که در تاریخ نگاری مشروطه ما شدیدا غلبه دارد. این گم شدن یعنی گم شدن هویت، چون مؤلفه های هویت دهنده در این تاریخ معنا ندارند.
توجه داشته باشید، ما یک هویت داریم یک مؤلفه های هویت دهنده. هویت برایندی از مؤلفه ها است که مبتنی بر آن نشانه هاباشد، تا این رخدادهای پراکنده ایی که سرتاسر تاریخ یک ملت اتفاق می افتد به هم متصل شوند و معنا پیدا کنند. وقتی تاریخ نگاری فراروایتی شود تمام حلقه های واسطه ، رابطه خودشان را از دست می دهند و نشانه ها گم می شوند . دیگر نمی توانند در شکل دهی به هویت ملت تاثیر گذار باشند آن وقت عناصر خارجی شروع به تزریق مولفه های هویت دهنده از بیرون می کنند.
یکی از خصلت های خوب شیعه این است که هیچ گاه رابطه خود را با زبان زمان از دست نمی دهد ، چون اگر این رابطه از بین رفت دیگر نمی توان تولید کرد. زمانی مکتب ها، ایدئولوژی ها ، مذاهب و... از صحنه اجتماع به حاشیه می روند که توان بازتولید فرهنگی خود را از دست بدهند و این زمانی است که رابطه آن ها با زبان زمان قطع شود. این بلایی است که بر سر مسیحیت و حتی اهل سنت هم آمد.
ولی چرا برای شیعه چنین اتفاقی نیفتاد؟ این موضوع به عنصر اجتهاد بر می گردد که رابطه خود را با زبان زمان حفظ کرده است .این همان خصلت بسیار پر قدرت شیعه است که تمام تهاجمات را به سوی خود جلب کرده است.
این همان مشکلی است که ما در حوزه مشروطه با آن درگیر هستیم. یعنی تمام تهاجمات مبتنی بر این است که اولا تحت عنوان تاریخ علمی فراروایت را برروایت غلبه دهند و روایت رابطه خود را با زبان زمان از دست بدهد .آن وقت است که تاریخ نشانه نداشته ، مایه عبرت نمی باشد و توانایی هویت یابی را هم از دست می دهد.
برای اینکه بتوانیم فضای مشروطه را بررسی کنیم ابتدا باید غلبه فراروایت ها را بر روایت ها بفهمیم و دیگر اینکه باید بین انقلاب مشروطه و نظام مشروطه تفاوت قائل شویم.
¤ بحث به جای بسیار خوبی رسید، من پیشنهاد می کنم با توجه به آن فراروایتی که نوعی تصلب دوگانه انگارانه را در تاریخ ترویج می کند، گفت و گو را ادامه دهیم و با این رویکرد خاص که آیا واقعا تنها دوخط مطلق سیاه و سفید با آن تعاریفی که اشاره کردید در تاریخ وجود دارد؟
- اگر بخواهیم مبتنی بر روایت حرف بزنیم ، این دوگانه انگاری واتصاف قشر روشنفکر به همه خوبی ها کاملا متفاوت خواهد بود چرا که این ها اولین جریانی هستند که در تاریخ معاصر مانع توسعه و تحول در ایران شدند .
¤ این معاصرت از چه مقطعی مد نظر شماست؟
- البته در موضوع معاصرت اختلاف نظراتی وجود دارد. یک عده این مقطع را از صفویه تعریف می کنند، چون ظهور دولت ملی را در آن جا می بینند. البته این هم به روایتی قابل پذیرش است و اگر بخواهیم همه دگرگونی ها را تحت تاثیر باورهای مذهبی ببینیم، طبیعی است که به چنین مقطعی معطوف خواهد شد.
اما یک عده ای این نظر را قبول ندارند و معاصرت تاریخ را از بعد از جنگ های ایران و روس می بینند، یعنی دوره فتحعلی شاه، چون فکر تجدد در ایران را هم بعد از شکست ما از روس در آخرین جنگ می دانند.
بعضی هم معاصرت را از مشروطه به بعد می دانند، به دلیل اینکه ما از این مقطع وارد سازمان های جدید اجتماعی شدیم.
بنده البته حد وسط را قبول دارم، چون در جنگ های ایران و روس، هم چهره قبل از آن و هم چهره بعد از آن قابل مشاهده است. یعنی هم تفکر مذهبی را می بینیم، به این معنی که شکل گیری یک جریان مذهبی که خواستار تحول اجتماعی است و هم بعد از آن یک جریان جدیدی که در مشروطه بروز داشت و آن ها هم خواستار تغییر بودند.
در نتیجه ما تا این جا دو جریان داریم که هر دو جریان خواستار تحول اند .این جور نیست که فقط عده ای به نام منورالفکری خواستار تحول و تغییراند و عده ای دیگر به دنبال حفظ وضع موجود باشند، این همان فراروایت است.
هردو جریان تا این مقطع به دنبال تغییر هستند . یک جریان در نیروهای مذهبی در حال شکل گیری است که این ها خواستار تغییر هستند.که اولین انعکاس این جریان را در قتل گریبایدوف شاهد هستیم ....
از آن طرف هم البته در دیوان سالاری نظام قاجار آن هم در حوزه نظامی آن ، جریان دیگری شکل گرفت. یعنی شروع تجدد به معنای مدرن که منورالفکران سردمدار آن شدند، در دل دیوان سالاری قاجار است. توجه کنید که این جریان از بطن جامعه نیست و اولین زمزمه های آن بعد از شکست، در ساختار نظامی که فرماندهی آن به دست عباس میرزا است بوده. آن جا این پرسش مطرح شد که ما چرا شکست خوردیم؟ و به این نتیجه رسیدند که نظم نظامی مدرن نداشتیم و دیگر از امکانات و تجهیزات جدید بی بهره بودیم.حال با این فرض محصل هایی که قرار بود برای تحصیل به فرنگ اعزام شوند برای این هدف بوده که عده ای نظم نظام جدید را یاد بگیرند و عده ای هم طریقه ساخت سلاح های جدید را بیاموزند.
بنابراین توجه داشته باشید بستر نطفه تجدد خواهی در ایران در دیوان سالاری قاجار و به طور خاص بخش نظامی آن بوده است واین نکته بسیار مهمی است، که بعدها هم روحیه استبداد میلیتاریستی را در بخش عمده روشنفکران ایران می بینید چون اصلا اسلاف آن ها چنین رویکردی داشتند.
بنابراین ما دو جریان داریم، این درست است اما هر دو تحول و ترقی در نظام سیاسی و اجتماعی ایران می خواهند اما با دو مدل تفکر.
حال این فرآیند اعزام محصل به خارج از کشور در دوره ناصرالدین شاه خود را نشان می دهد. این مسئله در اصلاحات امیرکبیر به خوبی قابل تشخیص است. امیر کبیر فهمیده بود که این اعزام محصل برای ما نتیجه ای ندارد و لذا به فکر تاسیس مؤسسه ای افتاد که به جای اعزام محصل، معلم به ایران بیاوریم و لذا دارالفنون شکل گرفت. اما دارالفنون هم نتیجه عکس داد. البته نه اینکه در نظر امیرکبیر این بود، چون معلم هایی که آمدند به همراه خود آداب و افکار خود را آوردند و ساخت اجتماعی ما را به هم زدند.
درنتیجه این جریان در بخش نظامی دیوان سالاری متولد می شود، در دارالفنون شکل می گیرد و از دارالفنون وارد حوزه تصدی مناسب داخلی و خارجی در قاجاریه می شود . یعنی همه این منورالفکران منصب حکومتی داشتند.از میرزا ملکم خان گرفته تا مجدالدوله پدر امین الدوله و... . یعنی هیچ کدام خارج از حکومت قاجاری نیستند در حالی که روشنفکر حتی اگر مبانی خودشان را هم پذیرفته باشیم باید حلقه واسطه بین حکومت و توده باشد و این نقطه ای است که بر خلاف فراروایت ها، نشان می دهد که این ها در واقع حافظ وضع موجودند، چون هویت آن ها به همین حکومت است و تنها به دنبال منافع خود بودند.
جریان منورالفکری در این مقطع به دنبال کنار زدن منابع قدرت در ایران بود. توجه داشته باشید در ایران از گذشته دو مرجع قدرت وجود داشت یکی ایلات یکی مذهب . این جریان جدید منابع قدرت موجود را بر نمی تابید، چون به دنبال ثبات خود بود، از همین رو در مقطع مشروطه این جریان تازه تاسیس که از دل الیگارشی قاجاراست و به منورالفکری مشهور شده میخواست مرجع قدرت باشد و جریان مذهبی که پیش از این هم مرجع قدرت بود؛ هر دو بدنبال تغییر وضع موجود هستند.
در این میان چون مذهب استقلال خود را حفظ کرده و هنوز حلقه واسط بین مردم و حکومت است و هنوز مرجع قدرت است به دنبال حذف آن هستند، رساله های میرزاملکم خان ، آخوندزاده ، میرزا آقاخان نوری همگی شواهدی برای این موضوع است.
پس مجدد تکرار می کنم که دو جریان داریم که هر دو خواهان تغییر و دگرگونی هستند، اما یکی قائل به دگرگونی بر پایه مفاهیم بومی و دینی یعنی سرمایه فرهنگی ایران است و دیگری کلیه نگاه هایش به سمت بیرون مرزها است . این نگاه تا آن جا به افراط می رود که می گفتند نه تنها ما قادربه تولید نظریه نیستیم، حتی در اجرا هم چنین توانی در ما یافت نمی شود . ورود مستشاران هم مبتنی بر همین ایده بود.
از آن طرف هم علمای شیعه هستند که کاملا خواستار تحول اند و برای آن ها وضعیت موجود قابل تحمل نیست .شما رساله دخانیه شیخ حسن کربلایی را ببینید که چه انتقاداتی به فضای موجود می کند . لذا عالم دینی ما که همچنین در بطن و متن جامعه است نمی تواند بی تفاوت بماند.
¤ شاید مناسب باشد اندکی در سنخ شناسی این روشنفکران تامل کنیم، آیا در میان این کسانی که کاملا به دنبال تقلید ظاهری از غرب بودند ، افرادی هم با اندکی فهم عمیقتر از مدرنیته یافت می شود؟
- باید برای این موضوع به متن تاریخ رجوع کنیم . وقتی به متن رخدادها توجه می کنیم چنین عمقی نمی بینیم مهمترین متونی که تا قبل از مشروطه در میان روشنفکرا ن وجود دارد از چهار نفراست: میرزا ملکم خان ، آخوندزاده ، میرزا آقا خان کرمانی و میرزا صادق مستشارالدوله، حتی اگر طالبوف را حساب کنیم می شود پنج نفر .
با این فرض، متن های موجود نمی تواند گویای عمق فهم این قبیل تجدد خواهان از معنای تجدد باشد. این ها همگی می گویند که عقل باید تعطیل شود.
¤ شاید بهتر باشد که بحث را در این زمینه دنبال کنیم که اساسا اختلاف این روشنفکری داخلی با تحول مدرنیته درغرب، چیست؟
- وقتی مسیحیت توانایی بازتولید خود را از دست داد و در جنگ های صلیبی اوج ذلت خود را دیدند، فهمیدند که این فرهنگ رابطه خود را با زبان زمان از دست داده است. اصلا بازنگری و بازاندیشی که به رنسانس تعبیر شد، به همین مفهوم است. این ها در این وضعیت به چه نتیجه ای رسیدند؟ گفتند باید برگردیم به میراث گذشته به سرمایه فرهنگی و اجتماعی خودمان، به دوران یونان و روم؛ یونان مبنای فلسفی و روم را مبنای نظامی خود قرار داد. این جاست که مفهوم بنیاد گرایی بروز می کند. مفهومی که امروزه سعی می کنند آن را به شیعه نسبت دهند در حالی که شیعه به هیچ وجه نمی تواند بنیادگرا باشد چون آرمان تاریخی او در آینده است و برای همین است که در فهم شیعه با چنین رویکردهایی، ناتوان هستند. میشل فوکو هم این موضوع را در انقلاب اسلامی درک کرده بود، البته توجه داشته باشید که فوکو انقلاب اسلامی را نفهمید، او تنها به ضعف فلسفه سیاسی غرب در شناخت انقلاب توجه داشت .
اما در مقابل جریان داخلی کلیه دانش های خود را کنار گذاشت و گفت باید از بیرون وام بگیریم و این یکی از اختلافات میان علما و روشنفکران است. روشنفکران می گفتند که اگر بخواهیم یک رنسانسی در ما اتفاق بیفتد، خودمان هیچ سرمایه ای در دست نداریم . البته یک مقطع به باستان گرایی توجه کردند؛ اما دیدند که از آن سرمایه خارج نمی شود. دین را هم که منکر بودند. اما نکته این جاست که هر آنچه توان بازتولید داشته باشد، همگی متعلق به دوره اسلامی است .
به هر ترتیب مذهب که نفی شد و باستان هم چیری نداشت لذا راهی نماند جز اینکه وام بگیرند و این یعنی می خواهی تولید کنی اما از وام؛ در حالی که هر عقلی می داند که هر آنچه از وام تولید می کنی، باید به جای بهره برگردانده شود. یعنی تولید می کنی اما برای طرف وام دهنده. و این همان نقطه ای است که من می گویم منورالفکری بزرگترین مانع تجدد و ترقی در ایران بود . چون مبنای تولید را سرمایه ای قرار دادند که به ما تعلق نداشت .
در مقابل مذهبی ها می گفتند که ما سرمایه داریم و این را باید مبنای بازتولید قرار دهیم و این البته به معنای انکار بهره گیری از خارج نبود، اما زمانی مردم این را سوددهنده می دانستند که این وام را به کمک سرمایه خود بیاوری.
¤ جنابعالی در اوایل بحث به موضوع تفات میان دوجنبه سلبی و ایجابی در جنبش مشروطه اشاره کردید،با توجه به این موضوع نقش هر یک از این دو گروه در این دو جنبه چیست؟
- یک فراروایت مشهور در این جا وجود دارد که بسیاری در دام آن افتاده اند . نکته این جاست همه حرکت های اجتماعی دو جنبه و دو وجه دارند . یکی مخالفت با نظم موجود است و دیگری ایجاد نظم جدید است . در مخالفت وضع موجود ممکن است همه جریان های اجتماعی حضور داشته باشند و با این مسئله موافقند و همراهی می کنند.
¤ یعنی در مشروطه هم درشروع کار هر دو گروه در یک سطح همکاری دارند ؟
- خیر، به دو دلیل، یکی روشنفکران هنوز ریشه دار نیستند ثانیا توانایی بسیج عمومی هم ندارند، لذا نمی توانستند نقش تاثیر گذاری داشته باشند. اما به هر حال حضور دارند و مؤید این حرکت هستند. اما در مقابل علما هستند که به شکل جدی توانایی بسیج اجتماعی دارند . دراین جا مرحوم شیخ فضل الله را هم داریم اصلا به اعلامیه ایشان است که علمای نجف همراه می شوند البته علمای تهران هم هستند.
پس یک فراروایت این جا وجود دارد که باید حذف شود و این که عده ای می گویند که مرحوم شیخ، مخالف مشروطه بوده است. خیر، مرحوم شیخ مخالف جنبش مشروطه نبوده، بلکه مخالف نظام مشروطه بوده، یعنی مرحله تاسیس نظم.
روشنفکران هم به هرحال هر چند حضوری در مهاجرت ها ندارند، اما با مراجعه به روزنامه ها به راحتی می توان همراهی و تایید آن ها از این حرکت را مشاهده کرد.
با این وصف، اختلاف از کجا شروع شد؟ اختلاف زمانی بود که فرمان مشروطه صادر شد یعنی سیستم موجود پذیرفت که وضع موجود تغییر کند و ساختار جدیدی بر سر کار بیاید. این فرمان که صادر شد بر سر همین فرمان اختلاف شد. علما گفتند که همین فرمان اصول تغییر را نشان داده، در حالی که جریان رقیب در صدد بود تا این تغییر را مبتنی بر خواسته های خودش کند . لذا می بینید منشا اختلاف از تفاوت فهم در ماهیت تغییر آغاز شد نه این که یک جریات خواهان تغییر بود و جریان دیگر نه.
بنابراین در تاسیس نظم مطلوب سه جریان به وجود می آید : یکی می گوید مشروعه یکی مشروطه به معنای دینی و یک عده می گفتند مشروطه به معنای غربی . شکل گیری این جریان ها هم البته از صدور فرمان مشروطه آغاز و تا تصویب متمم قانون اساسی ادامه داشت.
¤ ماهیت این سه جریان چه بود؟
- دو جریان در این میان می گفتند که این فضا مقدس است یعنی قابل نقد نیست . یک جریان که منورالفکران بودند و می گفتند این قالب چون از غرب آمده و آن ها هم در همه چیز پیش قدم اند در آن چون و چرانیست. قبلا هم ملکم گفته بود که مگر می شود ساعتی که از غرب آمده بگویی بخشی را می خواهم و بخشی را نمی خواهم. نظام مشروطه هم نزد این عده این گونه بود .
یک جریان دیگری بود که می گفتند مشروطه همان مشروطه اسلامی است یعنی همان حرکتی که پیامبر می خواست با قوانین قرآن قدرت ها را محدود کند. و راس اینها هم علمای نجف بودند مثل مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم نائینی شاهد این مدعا در این دوره عناوینی چو ن دارالشورای مقدس ، انجمن مقدس ، مجلس مقدس و ... است. می گفتند این عین دین است و مقدس است .
حال در این میان جریان مرحوم شیخ فضل الله است که منتقد هر دو طرف است .اول به غربی می گوید شما بر چه اساس قائل به تقلید و تعطیلی عقل هستید و از طرف دیگر به جریان مذهبی می گوید شما بر چه اساس و مبنای تاریخی و دینی قائل به عینیت مشروطه با مفاهیم اسلامی هستید.
در این میان جریان شیخ جریانی بود که در صحنه درگیری هستند و نظر می دهند و یک عده کسانی هستند که در قلمرو نیستند و چهره تاریخی مشروطه را نمی بینند و لذا به مشروطه انتزاعی و ذهنی نگاه می کنند .
در این جا یک گریز تاریخی مفید به نظر می رسد. همان طور که اشاره شد ریشه این جریان روشنفکری در دل دیوان سالاری و بخش نظامی حکومت بود و بیان شد که در آینده این استبداد را در آن ها خواهیم یافت؛ در این دوره ما به راحتی می توانیم نشانه های این اتفاق را بررسی کنیم. جریانی که در ابتدا تنها در نقش مؤید بود و در اقلیت مطلق قرار داشت، در دوره نظام سازی یک باره به میدان می آید و خواهان غلبه تفکر خود بر اکثریت می شود و در مقابل منتقدین خود را به استبداد متهم می کنند . این بلایی بود که بر سر مرحوم شیخ آوردند و حتی اجازه تاسیس روزنامه هم به او ندادند و روزنامه هایی را هم که نظرات وی را می نوشت با خاک یکسان کردند. روزنامه صبح صادق که اصل دوم متمم قانون اساسی را چاپ کرده... شما آن اصل دومی که در تاریخ می بینید آن چیزی است که مجلس مصوب کرده و این با اصل پیشنهادی شیخ متفاوت است وبه خاطرهمین تفاوت هم شیخ مقاومت میکرد، حال این اصل پیشنهادی شیخ را تنها یک روزنامه چاپ کرد. آن هم روزنامه صبح صادق بود خودکسروی هم می نویسد که همین آزادی خواهان به اصطلاح مترقی ریختند، آتش زدند و آ نجا را با خاک یکسان کردند و باعث شدند که دوباره آن شماره روزنامه تجدید چاپ شود و این اصل در آن نباشد.
این قانون نویسان منورالفکر کاری کردند که درتاریخ ما سابقه نداشته این ها استبداد را در دل یک خانواده قانونی کردند نه در نهاد سلطنت و به آن ماهیت قانونی دادند و به تعبیر شیخ استبداد بسیط را تبدیل به استبداد مرکب کردند. یعنی استبداد بسیط این بود که اگر سلطنتی به ناتوانی می رسید یک گروه دیگر آن را ساقط می کرد اما در فرض جدید نظام مشروطه، گفتند که سلطنت مادام العمر در دل خاندن قاجار باقی است و لذا استبداد مجهز به قانون است و کسی جرات نابود کردن آن را ندارد این می شود استبداد مرکب.
شیخ فضل الله به ماهیت دولت مدرن نقدهای بسیار جدی دارد و خیلی ها به علت اینکه تحت تاثیر فراروایت تاریخی هستند به این متون رجوع نمی کنند لذا شیخ فضل الله را باید شهید نقد غرب دانست.
شیخ خطاب به علمای مشروطه خواه می گوید : شما میان امور شرعیه عامه و امور عرفیه ی عامه اشتباه کردید، اینجا امور شرعیه عامه نیست که وظیفه هر مجتهدی باشد بلکه امور عرفیه عامه است که باید مجتهدین نیز از امر ولی تبعیت کنند.
¤ فکر می کنم بد نباشد به جهت ضیق مجال این بحث را در همین جا رها کنیم، و به مقوله نحوه دستیابی به شناخت صحیح از جریان مشروطه بپردازیم.
- این هم یک فراروایت تاریخی است که ما را درفهم جنبش های اجتماعی دچار اشتباه می کند. همان خطایی که نظریه های انقلاب را هم با انحراف روبرو کرده. یک مثال ساده بزنم و از این طریق وارد بحث شویم ما در تشخیص بیماری ها یکسری علائم عمومی داریم و یک بخش هم علائم خاص هر بیماری است. پرسش این است که آیا بیماری ها را از علائم عمومی تشخیص می دهند یا از علائم خاص ؟ واضح است که علائم خاص معیار تشخیص هر بیماری است .
جنبش های اجتماعی هم یکسری علائم عمومی دارند و من به جرات می گویم 90 در صد متونی که در حوزه انقلاب مشروطه و به دنبال آن انقلاب اسلامی نوشته شده در قالب علائم عمومی است لذا آن را مشابه انقلاب فرانسه یا... می دانند چراکه تنها علائم عمومی را دیده اند .

/روزنامه کیهان/ متین محجوب




تصاوير ديگر :
 

نظرات شما در مورد اين خبر
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :


تبلیغات
خبرهای‌اخير‌اين‌بخش
اعلام مسیرهای راهپیمائی 22 بهمنگسله خزر بزرگترین و لرزه خیزترین گسله های کشور 560 کیلومتر راه روستایی در گیلان آسفالت شدخدمات بخش بهداشت دامپزشکی مظلوم واقع شده استبرگزاری اولین همایش ملی و نمایشگاه فرصت‌های سرمایه‌گذاری کلانشهر رشتمحاکمه قاتل پریسا ایرانی در رشت + اعترافات تکان دهنده قاتلساماندهی نیروهای انسانی اداره‌های گیلان 38 هزار خانوار در گیلان می‌توانند از دریافت یارانه انصراف دهنددفاتر پیشخوان در گیلان باید افزایش یابدقرص‌های آهن وارداتی حاوی اسیدفولیک است
جديدترين عناوين
گسله خزر بزرگترین و لرزه خیزترین گسله های کشور گیلان سومین استان برتر شطرنج کشور 560 کیلومتر راه روستایی در گیلان آسفالت شد خدمات بخش بهداشت دامپزشکی مظلوم واقع شده است 60 میلیارد تومان اعتبار برای ساخت سه تصفیه خانه آب در گیلان نیاز است نجات قوی مسدوم توسط مأمورین محیط زیست آستارا برگزاری اولین همایش ملی و نمایشگاه فرصت‌های سرمایه‌گذاری کلانشهر رشت دستگیری سارق وجوه نقد و مدارک خودرو در شفت برپایی نمایشگاه نقاشی و عکس در صومعه سرا گیلان در زراعت چوب مقام اول را در کشور دارد افتتاح 55 پروژه در آستانه‌اشرفیه گیلان قطب فرهنگی منطقه می‌شود احداث 3 کارخانه بزرگ کشتی‌سازی در گیلان محاکمه قاتل پریسا ایرانی در رشت + اعترافات تکان دهنده قاتل ساماندهی نیروهای انسانی اداره‌های گیلان دستگیری 12 هزار نفر از عاملان مواد مخدر در گیلان بدمینتون‌باز گیلان به نیمه‌ نهایی رسید درمان 83 قطعه پرنده زخمی 38 هزار خانوار در گیلان می‌توانند از دریافت یارانه انصراف دهند برگزاری جشنواره نمایشنامه‌نویسی «روزنه آبی» دفاتر پیشخوان در گیلان باید افزایش یابد قرص‌های آهن وارداتی حاوی اسیدفولیک است طرح پزشک خانواده ملی اجرا شود تمامی مسوولین با تمام توان خود در جهت حل مشکلات مردم گام بر می‌دارند حفاری متخصصان در عمق 728 متری خزر نذورات بقاع متبرکه گیلان در خارج استان هزینه نمی شود حاشیه های دیدار تیمهای فوتبال داماش گیلان و سپاهان اصفهان موج دوم مهاجرت پرندگان به تالاب‌های آستارا زلزله در آستارا افتتاح 3 پروژه عمرانی در جیرنده رودبار
خبرهای‌برتر‌هفته
پیش‌بینی وضعیت هوای استان گیلان در دو روز آیندهمحاکمه قاتل پریسا ایرانی در رشت + اعترافات تکان دهنده قاتلزلزله در آستاراگسله خزر بزرگترین و لرزه خیزترین گسله های کشور کلنگ‌زنی 11 کیلومتر باقیمانده آزادراه رشت ـ قزوین 38 هزار خانوار در گیلان می‌توانند از دریافت یارانه انصراف دهندکاربران اینترنتی مراقب جعل هویت خود باشندپیری زودرس تالاب انزلیانتصاب سرپرست جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فومن احداث 3 کارخانه بزرگ کشتی‌سازی در گیلان