|
پس از اتفاقات هفته گذشته مجلس شورای اسلامی و سخنانی که دلخوش نسبت به نمایندگان و دانشجویان ابراز داشت همچنان پاسخ گویی ها و اظهار نظر ها به این سخنان ادامه دارد. اخیرا حمید رسایی نماینده مردم تهران به پاسخ گویی در زمینه اظهارات دلخوش پرداخته است.
پس از اتفاقات هفته گذشته مجلس شورای اسلامی و سخنانی که دلخوش نسبت به نمایندگان و دانشجویان ابراز داشت همچنان پاسخ گویی ها و اظهار نظر ها به این مساله ادامه دارد. اخیرا حمید رسایی نماینده مردم تهران که اصالتا شمالیست به پاسخ گویی در زمینه اظهارات دلخوش پرداخته است:
متن کامل این یادداشت را به همراه مستندات در اینجا بخوانید و ببینید
چهارشنبه گذشته در صحن علنی مجلس کاظم دلخوش ، نماینده صومعه سرا پس از هماهنگی با علی لاریجانی تذکری را بیان کرد که در ضمن آن نه تنها به دانشجویان بسیجی معترض در برابر مجلس تاخت بلکه کوشید برای دلخوشی دوستانش با انتساب چند نکته مبهم به اینجانب ، راه فراری برای خود بیابد .
وی که در صحن علنی همواره از مدافعان دانشگاه آزاد و وقف آن به حساب می آید ، پس از آن که با تلاش وی و دوستانش طرح جنجالی روز یکشنبه در خصوص حمایت از موسسات آموزش عالی غیردولتی یا همان دانشگاه آزاد و بی تاثیر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در باره این دانشگاه و وقف آن رای آورد و با انتقاد زیادی در جامعه مواجه شد، تلاش زیادی کرد تا نام خود را در بین نمایندگان معترض به این طرح قرار دهد و حتی با دستپاچگی در روز سه شنبه به من مراجعه کرد تا طرح دوفوریتی ای که برای خنثی شدن طرح جاسبی تهیه شده بود را امضا کند، اما پایبندی او به جهت گیری های رییس مجلس و دانشگاه آزاد سبب شد تا نهایتا با توهین به دانشجویان معترض و نمایندگان مخالف وقف بیت المال، نتواند این سیاهی را از کارنامه خود پاک کند.
کاظم دلخوش که گمان می کرد تجمع روز سه شنبه دانشجویان در برابر مجلس با طراحی رسایی و برخی از نمایندگان انقلابی دیگر صورت گرفته، از شدت ناراحتی قبل از جلسه علنی در بین نمایندگان فریاد می زد که رسایی در دادگاه ویژه روحانیت پرونده دارد و برادرش نیز اصلاح طلب است ! وی در ابتدای جلسه علنی روز چهارشنبه نیز در قالب تذکری که با هماهنگی لاریجانی بیان شد، ضمن این که خود را اصولگرای دلسوزی معرفی کرد در خصوص اینجانب گفت : "سابقه این افراد و خانواده آنها مشخص است و پرونده برخی از آنها در دادگاه ویژه روحانیت قابل بررسی و پیگیری است."
این نماینده مجلس خطاب به نمایندگان تهران که از جمله مخالفان جدی وقف بیت المال هستند گفت:" اگر شما عرضه داشتید در تهران رای احمدی نژاد را بیشتر از رقبا می کردید و تهران را جمع می کردید."
این عضو مدعی فراکسیون اصولگرایان در ادامه خطاب به احمدی نژاد گفت:" آقای احمدی نژاد ! دوست و دشمن خود را بشناس. اگر ما قدمی بر می داریم صادقانه بر می داریم و هیچ توقعی نداریم ولی اینها کار دولت را خراب می کنند."
دلخوش حتی طاقت نیاورد و پس از جلسه علنی نیز در بین خبرنگاران رفت و تصریح کرد: "برخی آقایانی که حتی در خانواده خود و در دادگاه ویژه روحانیت پرونده داشته و مشکل دارند در تجمع دیروز دخیل بودند و صحنه گردان اصلی آن بودند. برخی از نمایندگانی که در دادگاه ویژه روحانیت مشکل دارند دم از اصولگرایی می زنند. این افراد چه اصولگراهایی هستند که خود دارای مشکل هستند؟"
نمایندهی صومعه سرا گفت:" اینان دوستان ناباب دولت هستند که نه تنها دولت حال و حوصله آنها را ندارد بلکه مجلس هم حال و حوصله آنها را ندارد و این افراد مجلس و دولت را به هم ریختند. این افراد دروغ می گویند و تهمت میزنند."
من البته در برابر این اقدام دروغ و تهمت ها و اقدام غیر اخلاقی کاظم دلخوش – که قبلا نیز توسط برخی رسانه های دیگر به شکل ضمنی مطرح شده بود - نه تنها براشفته نشدم بلکه وقتی در حلقه محاصره خبرنگاران قرار گرفتم و در خصوص پرونده ام در دادگاه ویژه روحانیت و مشکل خانوادگی مورد سئوال واقع شدم ، با استقبال از طرح عمومی آن ضمن توضیح کوتاهی (اینجا) اعلام کردم که به پرونده ام در دادگاه ویژه روحانیت افتخار می کنم اما تفصیل موضوع را به این یادداشت حواله دادم .
موضوع اول : آیا تجمع دانشجویان معترض با هماهنگی رسایی و پیگیری وی صورت گرفت ؟
همانطور که قبلا اعلام کردم(اینجا) این تجمعات با برنامه من و یا دیگر نمایندگان صورت نگرفت بلکه با پیگیری تشکل های دانشجویی شناسنامه دار و با اخذ مجوز از وزارت کشور انجام شده بود . در این تجمعات که حدود دو هزار دانشجو در آن شرکت داشتند، برخی از نمایندگان محترم حضور یافتند که از جمله آنها نیز بنده بودم . من چون این تجمع را قانونی و در دفاع از حیثیت مجلس و انتقاد از عملکرد نمایندگانی می دیدم که با رای روز یک شنبه خود حیثیت خانه ملت را زیر سئوال برده و آن را به دلخوشی جاسبی فروخته بودند ، در آن حاضر شدم و به این حضور هم افتخار می کنم .
سخنانی که در جمع دانشجویان ایراد کردم در دفاع از خانه ملت و نمایندگانی بود که وامدار جاسبی ها نیستند . خوشبختانه فایل تصویری و صوتی سخنان من در جمع دانشجویان در سایت مبارز کلیپ قرار گرفته (اینجا) و با ملاحظه این فایل مشخص می شود که بر خلاف ادعای کذب سایت های حامی فتنه مانند (پارلمان نیوز) و (پارسینه) و (شفاف) نه تنها دانشجویان را برای شعار علیه مجلس و آقای لاریجانی تحریک نکردم بلکه ضمن مخالفت با این شعارها از آنها خواستم با ترک این کار بهانه را از بهانه جویان بگیرند.
در خصوص ادعای آقای دلخوش مبنی بر این که دولت و مجلس حوصله این چند نفر (حسینیان ، کوچک زاده و رسایی) را ندارند و آنها تاثیری در آرای مجلس ندارند ، کافی است به رای روز چهارشنبه نمایندگان اشاره کنم که با تصویب فوریت طرح معتبر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص دانشگاه آزاد ، توانستند آبروی رفته مجلس به دست امثال دلخوش ها را برگردانند ، اتفاقی که با نبود همین چند نفر ، مجلس اصولگرا را تا مرز یک چالش جدی با بدنه اجتماعی جریان اصولگرایی پیش برد .
موضوع دوم : پرونده رسایی در دادگاه ویژه روحانیت که دلخوش و دوستانش به آن دلخوشند ، چیست؟
در زمانی که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم بودم ، مدیر مسئول یکی از نشریات قم – که خود را منسوب به جریان اصولگرایی قم می دانست - برای تجهیز روزنامه و وارد کردن دستگاه های چاپ ، درخواست وام زود بازده 500 میلیون تومانی کرد . درخواست مربوطه توسط کارشناسان بررسی و پس از تایید طرح ، با امضای بنده به یکی از بانک ها جهت اقدامات قانونی معرفی شد . از آنجا که مبلغ وام کلان بود بر اساس ضوابط بانک در برخی مراحل موضوع باید به تایید اداره معرفی کننده می رسید اما از آنجا که وام گیرنده به دنبال استفاده از این مبلغ کلان در غیر موردی بود که اعلام کرده بود ، با جعل مهر اداره ارشاد و همچنین جعل مهر یک شرکت دروغی و فاکتور سازی و سند سازی های مختلف و حمایت برخی افراد خاص که در مراکز خاص مشغول به کار بودند ، موفق به دریافت این مبلغ شد .
پس از مدتی وقتی اداره ارشاد قم متوجه این موضوع شد و بر اساس وظیفه اداری از فرد جاعل و خاطی شکایت کرد ، فشارها نیز متوجه اینجانب شد . حمایت برخی از نمایندگان و مسئولان عالی وقت استان از یک سوء و واسطه هایی که از سوی دیگر فرستاده می شدند ، همه و همه به دنبال این بودند که این مجرم را از پنجه عدالت آزاد کنند . در این بین مسئولانی که وظیفه مبارزه با فساد را داشتند ، کوتاه آمدند و تنها من ماندم و برخی از همکارانم در اداره ارشاد قم که در برابر انواع تطمیع ها ، تهدیدها و تخریب های این جریان کوتاه نیامدیم و ایستادیم .
بعد از فشارهای بسیار - که صلاح نمی دانم عوامل پیدا و پنهان آن را در این یادداشت معرفی کنم – نهایتا فرد خاطی و شریک وی هر کدام جداگانه به یک سال و نیم زندان قطعی محکوم شدند اما فشارهای بسیاری برای رهایی او صورت گرفت که در تمام موارد به دلیل ایستادگی بنده موثر واقع نشد (اینجا) . با این که فرد خاطی به یک سال و نیم زندان محکوم شده بود اما حکم وی اجرا نمی شد ! حتی مبلغی که با جعل و سندسازی به دست آورده بود نیز به بیت المال برگشت داده نمی شد و اساسا کسی آن را مطالبه نمی کرد! بنده که دیدم وضعیت به این شکل است در نشریه پژواک قم که متعلق به اداره کل ارشاد قم بود ، موضوع این سوء استفاده و عدم شکایت از آن را رسانه ای کردم که با توجه به اهمیت آن ، موضوع به سایت های خبری هم کشیده شد(اینجا) .
این موضوع آنقدر برای این جریان گران آمد که متوسل به دروغ بزرگ حیف و میل یک میلیارد و هشت میلیون تومانی بن کتاب در باره من شدند! (اینجا) ابتدا این روزنامه محلی که مدیرش با جعل و سند سازی 500 میلیون تومان به جیب زده بود ، این خبر کذب را منتشر کرد و سپس سایت تابناک که معمولا حواشی این جریان را پوشش خبری می داد آن را رسانه ای کرد (اینجا) و پس از آن رسانه دیگر این جریان در قم (نشریه 19 دی) همزمان با روز اول کاری مجلس (7 خرداد 87) آن را تیتر خود کرد . روزنامه شاخه سبز که این خبر را منتشر کرده بود وقتی نتوانست این دروغ را به اثبات برساند در دادگاه محکوم شد (اینجا) ولی فقط 10 روز نشریه اش توقیف شد.(اینجا)
کوتاه نیامدن من در برابر این جریان ده سر باعث شد تا با مراجعه آنها به دادگاه ویژه روحانیت ، چندین پرونده علیه من تشکیل شود که فقط سه مورد آن به مرحله بررسی رسید . شکایت اول توسط صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه شاخه سبز بود که با جعل و سندسازی موفق به اخذ 500 میلیون تومان شده بود ! شکایت دوم نیز به خبرنگار همین روزنامه بازمی گشت و شکایت سوم نیز از طرف هفت تن از اصحاب مطبوعات قم بود که یکی از آنها همین مدیر مسئول جاعل بود و شش نفر دیگر نیز از دوستان او بودند! این افراد به شکل غیر قانونی تشکلی به نام خانه مطبوعات در قم راه اندازی کرده بودند که مراحل قانونی را طی نکرده بود و طبق ضوابط باید منحل می شد.
این سه شکایت که به یک ریشه بازمی گشت ، پس از رفت و آمدهای بسیار ابتدا به صدور حکم شش ماه زندان علیه بنده به دلیل افترا ، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی انجامید اما پس از اعتراض و اخذ وکیل و ارائه لایحه قضایی و ... در نهایت حدود ده روز قبل به برائت اینجانب از تمام موارد ادعا شده ختم شد و روسیاهی برای ذغال ماند . من همانطور که در مصاحبه با خبرنگاران پارلمانی اعلام کردم ، به پرونده ام در دادگاه ویژه روحانیت افتخار می کنم و حتی اگر دادگاه به ناحق و بر اساس ظواهر امر نیز این حکم را تایید می کرد ، هرگز از راه مقابله با این جریان فاسد کوتاه نمی آمدم .
از آقای دلخوش هم باید تشکر کنم که با طرح عمومی این موضوع سبب شد تا دهان بسته من باز شود و گوشه ای از ناگفته ها را بگویم هر چند متاسفانه علی رغم تمام پیگیری های صورت گرفته ، هنوز با این فرد مجرم برخورد نشده و او دوسال و سه ماه است که فراری است و جالب اینجاست که شریک این فرد به دلیل این که هیچ حامی حزبی و سیاسی نداشت بازداشت شد و به زندان افتاد !
اکنون سئوال من از وزیر ارشاد در خصوص عملکرد هیات نظارت در خصوص عدم برخورد با این نشریه در دستور کار کمیسیون فرهنگی است و امیدوارم به زودی در صحن علنی نیز طرح شود. واقعا معلوم نیست به چه دلیل در حالی که دو سال و سه ماه است که صاحب امتیاز ، مدیر مسئول و سردبیر نشریه ای فراری است اما هنوز روزنامه وی منتشر می شود ! چه کسانی از این فرد حمایت می کنند ؟!
واقعا وقتی در پرونده ای که فساد آن 500 میلیون تومان است این طور مقاومت می شود و فرد پیگیر برای برخورد با این فساد تخریب می شود ، در خصوص پرونده ای مانند دانشگاه آزاد که رقم آن حداقل 000/000/000/000/250 تومان است چه اتفاقی می افتد ؟ آقای دلخوش انصافا از شما که مدافع این پرونده بودید، یکی مثل من نباید بگوید که : درخت گردکان به این بزرگی ، درخت خربزه الله اکبر !
موضوع سوم : مشکل خانوادگی رسایی که دلخوش به آن دلخوش کرده بود ، چیست ؟
آقای دلخوش که بابت حمایت از دانشگاه آزاد و همراهی با جریان فتنه در این موضوع لطمه زیادی در افکار عمومی دیده ، موضوع دیگری را البته با ابهام بیشتر از تریبون مجلس مطرح کرد و رسایی را با مشکل خانوادگی دانست ! این بخش از اظهارات دلخوش از آن رو بیش از بخش های دیگر بدور از اخلاق بود که کلیت عنوان مشکل خانوادگی می تواند شامل هر سوژه دیگری شود !
دلخوش البته قبل از جلسه علنی و سپس در بین خبرنگاران این مشکل خانوادگی را اصلاح طلب بودن یکی از برادران رسایی عنوان کرده بود! معلوم نیست اگر قرار باشد به دلیل اصلاح طلب بودن برادرم ، من شایسته ملامت باشم ، شخص آقای دلخوش که کاندیدای اصلاح طلبان بوده و حتی در پروژه خصوصی سازی اموال دانشگاه عمومی با اصلاح طلبان مجلس و حامیان فتنه همراهی کرده ، شایسته چیست ؟
واقعیت این است که یکی از برادران بنده که در دانشگاه گیلان مهندسی خود را دریافت کرده ، از فعالان سیاسی و از مدیران خدمتگذار در استان های گیلان و قزوین بوده و هم اکنون نیز مدیر یک پروژه ملی (آزاد راه قزوین – رشت) است . نگاه سیاسی من با ایشان کاملا متفاوت است تا جایی که گاهی در خصوص این دو نگاه ، ساعت ها به بحث می نشینیم و البته هر دو سعی می کنیم تا انصاف را در بحث هایمان رعایت کنیم .
من جهت گیری های سیاسی برادرم را قبول ندارم و شخصیت هایی را که او به آنها در حوادث سیاسی کشور اعتماد می کند، قابل اعتماد نمی دانم . حوادث بعد از انتخابات نیز به خوبی این نکته را به اثبات رساند و شاید ایشان هم تا حدودی به این واقعیت پی برده باشد . ایشان نیز به برخی از شخصیت های مورد نظر من و از جمله رییس دولت منتقد است که البته من برخی از انتقادهایش را وارد و بسیاری از آنها را ناوارد و در مقایسه با روسای جمهور قبل مانند خاتمی و هاشمی بسیار کم اهمیت تر می بینم . آنچه در کنار این تفاوت سیاسی برای من همواره مهم بوده ، در کنار اعتقاد ایشان به امام و اصل ولایت فقیه ، پایبندی به قانون اساسی و سلامت مالی در طول مدت مدیریت بوده است، تا جایی که علی رغم حمایت از موسوی در انتنخابات دهم ، هرگز پس از انتخابات و در ایام فتنه در اقدامات ساختارشکنانه با این جماعت همراهی نکرد .
با این همه ، این برادر اصلاح طلب در مسئولیت هایی که تاکنون داشته ، همواره مصالح ملی را بر مصالح حزبی و گروهی ترجیح داده ، هرگز به خاطر خوش آمد این اصلاح طلب و آن دوست حاضر نشده از حقوق مردم به نفع کسی چشم پوشی کند. در زمانی که مدیر کل مسکن و شهرسازی استان قزوین بود ، وفتی دو تن از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم برای رسیدن به برخی از زمین ها او را در فشار قرار دادند ، حاضر به معامله با آنها نشد اما آنها در معامله ای با وزیر مسکن وقت در قبال برکناری وی ، امضای خود از استیضاح وزیر مسکن را پس گرفتند! در طول چند سال گذشته نیز در اجرای پروژه آزاد راه قزوین – رشت چشم خود را در برابر میلیاردها تومان حیف و میل بیت المال که توسط برخی از زمین خواران محلی صورت گرفته بود ، نبست و به همین دلیل مورد اصابت پنج ضربه چاقو قرار گرفت و ... .
با این همه بدیهی است که اگر همین برادر روزی به فساد مالی و یا فساد اعتقادی آلوده شود و به انکار اصول محکم انقلاب مانند ولایت فقیه روی آورد، نگاه مثل من نسبت به او ، همانند نگاه به دیگر اصلاح طلبانی است که امروز چنین شده اند و امیدوارم نگاه ایشان به من نیز همین گونه باشد.
بدیهی است که من هم برخی از شخصیت هایی که در جریان اصولگرایی قدم می زنند را به دلیل عملکردشان که با فساد مدیریتی یا فساد مالی همراه بوده ، قبول ندارم و بارها در یادداشت ها و مصاحبه هایم نشان داده ام که به اصولگرایی آنها دلخوش نیستم . من اصلاح طلبان یک رنگ را که سلامت مالی و مدیریتی دارند و خود را آلوده نکرده اند و از طرفی به ارکان انقلاب نیز معتقدند را بر اصولگرایان بندبازی که همواره به دنبال منافع خودشان هستند و در مواقع فتنه نیز به جای دفاع از انقلاب ، مردم و ولایت به دوپهلو سخن گفتن رو می آوردند ، ترجیح می دهم چون می دانم در دسته اول با چه کسانی طرف هستم !
حال جالب اینجاست، همین آقای دلخوش که بنده را به دلیل اصلاح طلب بودن برادرم محاکمه می کند و او را به دلیل اصلاح طلبی شایسته این ناروایی می داند ، چندماه قبل وقتی یکی از معاونین وزیر راه فعلی به دلایل واهی قصد جابجایی ایشان از مدیریت پروژه ملی آزاد راه قزوین – رشت را داشت ، به دلیل سلامت و توانایی برادر من در اداره پروژه ، وزیر راه را تهدید به سئوال کرد !
واقعا رسایی که برادرش اصلاح طلب است - آن هم اصلاح طلبی که به ارکان نظام معتقد و از فسادمالی مبراست و با مدرک فوق دیپلم مسئولیت قبول نکرده که بعد از چند سال با مدرک دکترا دانشگاه آزاد خود را دکتر معرفی کند - از اصولگرایی خود باید خجالت بکشد چون دم به تله جاسبی ها نداده یا دلخوشی که در انتخابات مجلس هفتم با حمایت اصلاح طلبان به مجلس هفتم آمده و بعد از مدتی خود را اصولگرا جا زد و شد حامی دولت عدالت گرا که البته در بزنگاه با فرو کردن چاقو رای خود در قلب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و حمایت از طرح وقف دانشگاه آزاد ، همراه و همسو با اصلاح طلبان افراطی مجلس هشتم به جنگ جریان اصولگرایی اصیل می آید و دانشجویان بسیجی معترض را افرادی معرفی می کند که به عشق کیک و ساندیس به این تاراج بیت المال اعتراض می کنند!؟
آقای دلخوش فراموش نکند که برادر اصلاح طلب رسایی و هر اصلاح طلب دیگری اگر چه به دلیل حمایت از جریان اصلاح طلب بویژه بعد از انتخابات دهم و رفتارهای ساختار شکنانه آنان قابل نقدند اما اگر سلامت مالی و مدرک تحصیلی بدون مشکلی داشته باشند و به اصول انقلاب معتقد باشند، بیشتر می توان به آنها دلخوش کرد تا دلخوش هایی که از نام اصولگرایی بهره می برند و در مواقع حساس و کلیدی در زمین افراطیون اصلاح طلب بازی می کنند .
اما چرا دلخوش به صراحت به این مشکل خانوادگی (!) ما اشاره نکرد ؟ فکر می کنم ضمیمه کردن دو تصویری که مربوط به ایام تبلیغات انتخاباتی کاظم دلخوش اباتری در مجلس هفتم است ، به خوبی گویای این واهمه و دو رنگی وی باشد ! نمی دانم باید دم خروسی را باور کنیم که از آرشیو رسانه ها بیرون زده یا قسم حضرت عباس اصولگرایی آقای دلخوش را !
آقای دلخوش بارها و بارها در جمع همشهریان و اطرافیان خود اعلام کرده که من تا امام زاده هاشم (بیست کیلومتری رشت) اصولگرا هستم ولی در گیلان اصلاح طلبم ! واقعا احمدی نژاد همانطور که آقای دلخوش در مصاحبه اش اشاره کرده باید مراقب اطرافیان خود باشد که ملون ها همیشه هستند.
سید کاظم ما آن روز که جهت باد طرف اصلاح طلبان می وزید به آن سو چشمک می زد و امروز در مجلس هشتم وقتی جریان اصولگرایی حاکم است و جهت باد اصولگرایان را نشان می هد طبعا چشمک ایشان هم به این سوست ! اما براستی علی رغم سنگینی آقای دلخوش ، چه چیز باعث می شود تا او و مثل او با فوت دهان مثل جاسبی به راحتی بچرخند ؟! خواننده بهتر از من می داند !
بله آقای دلخوش، کاندیدای محترم ائتلاف اصلاح طلبان ! شما واقعا در موضوعاتی مانند دانشگاه آزاد - که پشتوانه مالی جریان فتنه بود - نشان دادید که در دوم خردادی یودن اهل عملید نه حرف !
|