|
عضو شورای اسلامی شهر رشت بر لزوم تدوین برنامه جامع برای بازسازی مزار دکتر "ابراهیم حشمت" از سران نهضت جنگل تاکید کرد.
عضو شورای اسلامی شهر رشت بر لزوم تدوین برنامه جامع برای بازسازی مزار دکتر "ابراهیم حشمت" از سران نهضت جنگل تاکید کرد.
محمد حسن عاقلمنش در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: با همکاری میراث فرهنگی قرار بود، برنامه ای جامع برای این مزار تدوین شود که تا کنون اقدام خاصی در این خصوص صورت نگرفته است.
وی ابراز امیدواری کرد: مزار این مبارز بزرگ گیلانی پتانسیل خوبی برای پذیرش گردشگر است.
عضو شورای رشت همچنین با اعلام اینکه نمادها هویت تاریخی کشور هستند، افزود: همزمان با فعالیت دوره اول شوراهای اسلامی شهر رشت، تندیس شهدای مشروطه در خیابان پرستار رشت نصب و مورد استقبال همشهریان و مسافران قرار گرفت.
وی با تأکید بر اینکه شهرداری، میراث فرهنگی و مسکن و شهرسازی باید در ارتباط با نمادها، ضابطه مشخصی تعریف کنند، یادآور شد: در حال حاضر در مجاورت نمادهای مشروطه ساختمانی بتونی در حال ساخت است که به طور قطع چشم انداز بصری این نمادها را تحت تأثیر قرار خواهد داد و این اصلا پسندیده نیست.
گفتنی است گیلان نیوز با درج گزارشی در دوسال پیش نسبت به وضعیت نا مناسب مزار دکتر حشمت اعتراض کرده بود.
دکتر ابراهیم حشمت طالقانی(مرد شماره 2 نهضت جنگل)
ابراهیم حشمت در سال ۱۳۰۴ قمری برابر با ۱۲۶۴ شمسی و ۱۸۸۵ میلادی ، یعنی درست ۱۲۳ سال پیش و ده سال پیش از کشته شدن ناصرالدین شاه در روستای شهراسر طالقان چشم به جهان گشود. مادرش اهل دیلم بود و پدرش عباس قلی حکیم باشی ، طالقانی بود که به او حشمت الاطباء می گفتند . او از معروفترین جراح های آن زمان بود . حشمتالاطباء تنها در فصل تابستان در زادگاهش طالقان اقامت داشت و در سایر فصول سال دست به سفرهای گوناگون به شهرهای مختلف میزد و به درمان بیماران نیازمند میپرداخت و آن نقاط، عبارت بودند از: تنکابن، لاهیجان، دیلمان و لشت نشاء.
ابراهیم هم مثل پدرش به مدرسه آلیانس فرانسوی ها رفت . بعد هم درست همزمان با جنگ جهانی اول در دارالفنون ، طب و علوم سیاسی خواند . در لاهیجان نظام ملی طب را تاسیس کرد و نهر « حشمت رود » را هم ساخت که جلوی خرابی خیلی از شالیزارهای گیلان را گرفت . با همین کارها دکتر در تمام گیلان محبوب شد .
در جریان فتح تهران از سوی مشروطهخواهان، ابراهیم ۲۳ سال داشت و از نزدیک شاهد شور و هیجان و مبارزات مشروطهخواهان بود و در همین زمان بود که با میرزا کوچک خان آشنا میشود. او بعد از میرزاکوچک خان ، مهمترین چهره نهضت جنگل بود و بیشتر کارهای حقوقی و مذاکراتی نهضت را انجام می داد .
وقتی میرزا کوچک خان و دکتر حشمت به همراه 1324 نفر از مبارزان جنگل در محاصره قوای قزاق و بمباران هوایی هواپیماهای انگلیسی قرار میرزا کوچک خان جنگلی (بنیانگذار نهضت جنگل)داشتند، دکتر حشمت با چند نفر از جنگلی ها و با هدف سرگرم ساختن دشمن و شکسته شدن خط محاصره و نجات جان میرزا، موضوع مذاکره با قوای قزاق را مطرح کرد و به همراه 270 نفر از مبارزان به «رشت» آمد که در محاصره دشمن افتاد.
روزششم ماه شعبان پس ازسه روزاقامت درخرم آباد تنکابن تعداد جنگلی ها به یکصد وهشتاد نفر رسید که همگی به همراه دکترحشمت وهشت نفرقزاق به رشت حرکت داده شدند.
تا لاهیجان رفتاردولتی ها با آنها محترمانه بود.درنزدیکی دیوشل دکتر حشمت را ازیارانش جداکردند و با درشکه به لاهیجان بردند جالب اینکه تا رسیدن به لاهیجان همیشه تا کید بر -تسلیم- دکترحشمت ویارانش داشتند ولی ازلاهیجان به بعد واژه ی –تسلیم- به "دستگیری" دکترحشمت و یارانش تبدیل شد! و از این لحظه به بعد دکتر حشمت اطمینان پیدا کرد که دیگر امیدی برای نجات خود نیست.
قزاق ها دکتر را شکنجه کردند و به سرعت دادگاه مسخره ای تشکیل دادند که در آن فقط حکم اعدام دکتر و افرادش خوانده شد، بدون اینکه فرصت دفاعی داده شود .
محاکمه ی دکترحشمت زود پایان یافت و او را بادرشکه ای به میدان اعدام آوردند. دکترحشمت ازدرشکه پیاده شد و متهورانه به پای دار رفت وگفت به شرطی حکم اعدام خودم را امضا می کنم که مرا بادستهای بسته اعدام نکنید!
دکتر آرام بالای نیمکت رفت ، کلاه نمدی اش را برداشت ، عینکش را زمین گذاشت ، شنلش را هم باز کرد و خودش طناب دار را از زیر ریش هایش رد کرد ، سپس به جلاد اشاره نمود که اورا به داربیاویزند!
بدین ترتیب شادروان دکتر حشمت چون سرو ایستاده در روز چهارم اردیبهشت سال ۱۲۹۸ شمسی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
پیکر پاکش را " کاس آقا حسام " معروف به "خیاط" که از آزادیخواهان قدیمی مقیم رشت بود و با جنگلی ها سروسری داشت تحویل گرفت و در گورستان محله ی چله خانه به خاک سپرد.
دکتر کریم کشاورز نقل میکند که در پای دار، شادروان دکتر حشمت این شعر را خواند: منصور وار گر ببرندم به پای دار مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست
یکسال پس از شهادت دکتر حشمت بار دیگر رشت به تصرف میرزا درآمد و نخستین اقدام میرزا این بود که به سوی آرامگاه دکتر حشمت برای ادای احترام رفت و در زیر درخت کهنسال مسجدی که مدفن دکتر حشمت است، سخنان خود را با آیه ای از قرآن کریم آغازکرد و گفت: «با فقدان این مرد بزرگ هنوز کمرمان راست نشده است. این ضایعه برای ما بسیار گران و تحملش بسیار سخت بود و از خداوند متعال می خواهیم ما را موفق بدارد تا تقاص خونش را از جلادان خون آشام بگیریم.»
شادروان ابراهیم فخرایی که از یاران میرزا و نویسنده کتاب «سردار جنگل» است، در قسمتی از یادداشتهای خود آوردهاست: درباره مرحوم دکتر حشمت زیاد کار نشده است و جامعه آزادیخواه حقش را به نحو احسن ادا نکردهاست. وضع مظلومیتش به هنگام اعدام طوری بود که هر وقت به نوشتههایم نگاه میکنم گریهام میگیرد و اکنون هم این عبارات را مینویسم حال عادی نیستم. باز هم گلی به جمال زارعین لاهیجان که به قراری که شنیدهام، هر وقت محصول برنج شمال را که از آب حشمت رود مشروب میشود برمیدارند، قسمتی از آن را به نام خیرات و شادی روح احداثکننده حشمت رود برای مستضعفین و بینوایان اختصاص میدهند.
شادروان رحیم صفاری در مورد دکتر حشمت مینویسد: دکتر حشمت معتقد بود اگر انقلاب همیشه به دنبال شعارهای تند و ویرانگر برود، افتخاری برای خود ذخیره نخواهد کرد. وضع مردم را به بهانه انقلاب بدتر کردن هنر نیست و اگر ما توانستیم وضع مردم را بهتر بکنیم به بشریت خدمت کردهایم.
یکی دیگر از خصوصیات برجسته شادروان دکتر جشمت این بود که در حوزه اداری خود اجازه نمیداد که اختلافات مذهبی وسیله دشمنی های مسلکی قرار گیرد.
در زمانی که آوارگان ارمنی و ترک از باکو به سوی ایران گریختند و خواستند در بندر انزلی از کشتی پیاده شوند و انگلیسی ها مانع از این کارشان شده بودند و آنها ناچارا در بندر حسن کیاده ناحیه ای که تحت نظارت دکتر حشمت بود پیاده شدند. دکتر حشمت پس از آگاه شدن از این مسأله شخصاً به حسن کیاده رفت و دستور داد ارامنه نیازمند به کمک را در خانه کارگرا و کارگزاران ماهیگیری بندر حسن کیاده جا دهند و وسایل آسایش آنها را فراهم سازند. که در تاریخ ارامنه گیلان از این امر به نیکی یاد شده است.
سید اشرف حسینی معروف به " نسیم شمال " بمناسبت اعدام دکتر حشمت دو بیت شعر زیر را سرود:
رشت شد نامدار ایوالله شاد شد مالدار ایوالله
دکترطالقانی اندر رشت رفت بالای دار ایوالله
روحش شاد و یادش گرامی باد.
|